مورد بررسى قرار نگرفتهاند به نحوى كه هنوز مسألهى اصالت او روشن نشده است . فعلا بايد به نوشتهى او دربارهى درمان آبله و سرخجه كه مايرهوف به اهميت آن توجه داده است اشارهاى كنيم « 1 » .
در اينجا وصف اين دو بيمارى ، قديمتر از شرحى است كه رازى به دست داده و شايد در اصل به پزشكان متأخر يونانى ، از جمله آهرون ( نك : پس از اين ، ص 236 به بعد ) باز مىگردد . نكتهى برجسته در او اين است كه در توصيف پزشكى خود بر خلاف حنين به پزشكان عربى و پزشكان متأخر يونانى تكيه مىكند .
اين واقعيت كه تقريبا كليهى معلومات نظرى و عملى پزشكان متقدم و دوران متأخر يونانى ، سريانى و هندى در پايان ق 3 ه / 9 م و اوايل ق 4 ه / 10 م بر دانشمندان عرب آشكار بوده و اينكه آنها در كار دستيابى به پيشرفتهاى بيشترى بودهاند ، بيش از همه از آثار رازى معلوم مىشود . رازى اصولا از نظر تئورى بيمارىها پيرو جالينوس است ؛ اما چه بسا كه خطاهاى جالينوس را هم ذكر مىكند . يك قرينهى روشن و بسيار مهم براى تعيين تاريخ دورهى خلاقيت پزشكى عربى بايد اين نكته باشد كه مايرهوف و پروفر آن را به اثبات رساندهاند ، مبنى بر اينكه رازى در مدتى نه چندان زياد پس از حنين به اين نتيجه رسيد كه نظريهى بينايى جالينوس و اقليدس نادرست است « 2 » . هيرشبرگ توجه را به پيشرفتى ديگر در زمينهى چشمپزشكى جلب مىكند و آن اينكه ، رازى در كتاب خود به نام الطب المنصورى اولين كسى است كه از تنگ شدن مردمك چشم هنگام برخورد با نور صحبت مىكند ( نك : پس از اين ، ص 376 ) .
اينجا مقام آن نيست كه به تشريح دستاوردهاى پزشكى عربى در آغاز دورهى خلاقيت آن بپردازيم . لازم به تأكيد بر اين نكته نيست كه ما سروكارمان با كارهاى مقدماتى متخصصانى است كه تحقيقات آنها هنوز بسيار از آن فاصله دارد كه بتوان بر مبناى آنها داورى شايستهاى دربارهى نقش پزشكى عربى در چهارچوب تاريخ جهانى پزشكى كرد . درست با توجه داشتن به اين امر كه تحقيقات جديد دربارهى پزشكى عربى هنوز در ابتداى كار خود قرار دارد ، بايد قضاوتهاى منفى راجع به آن را قابل بحث و موقتى شمرد . محدود كردن مكرّر قلمرو پزشكى عربى به اينكه قدرت و قوت آن در داروشناسى و چشمپزشكى است به علت برداشت محققان و شمار زياد تحقيقات در اين دو زمينه است . رسيدن به اين نتيجه كه چشمپزشكى عربها در آثار متعلق به ق 4 ه / 10 م و 5 ه / 11 م به اوجى رسيد كه تازه 700 سال بعد در اروپا توانستند از آن حد تجاوز كنند « 3 » ، مديون تحقيقات خستگىناپذير هيرشبرگ و مايرهوف است . مىكوشيم در هريك از مقالههاى فصلهاى آينده و نتايج
هامش
( 1 ) ." The``Book of Treasure'' , an early Arabic Treatise on Medicine "، در :Isis، 14 / 1930 م / 68 .
( 2 ) . نك : پس از اين ، ص 376 ؛ نيز نك : پروفر و مايرهوف ،" Die Lehre vom Sehen bei Hunain b . Ish q "، در :Archiv f . Gesch . d . Med .، 6 / 1913 م / 25 - 24 .
( 3 ) . نك : مايرهوف ،" Die Augenheilkunde in der von Budge herausgegebenen syrischen rtzlichen Handschrift "، در :Islam، 6 / 1915 م ، 268 .