پذيرش و جذب نقشى داشتهاند . در اين مورد سخن از يوحنّا بن ماسويه ، على بن ربّن طبرى ، حنين بن اسحاق و ثابت بن قرّه در ميان است . تحقيقات در اين زمينه ، كه بخش عمدهاى از آن را مايرهوف انجام داده و شمار آنها در مقام قياس با مواد موجود بسيار اندك است ، فقط در حاشيه با سير تحول پزشكى عربى تماس داشته است .
از جمله آثار پزشك سريانى الاصل پركار يوحنّا بن ماسويه ( 243 - 161 ه / 857 - 777 م ) نوشتهاى دربارهى چشمپزشكى توسط مايرهوف و پروفر مورد تحقيق قرار گرفته است « 1 » . اين دو دانشمند از ديدگاه چشمپزشكى ، اثر ابن ماسويه را « اثرى برجسته » نمىشمارند و برآنند كه اين نوشته با آثار معاصر جوانتر وى حنين در همين موضوع و به طريق اولى با كتابهاى درسى بسيار بهتر عمار موصلى و على بن عيسى ، كه در قرنهاى 4 و 5 ه مىزيستند ، تا حدود زيادى از اعتبار افتاد « 2 » .
مايرهوف در تحقيقى دربارهى يك پزشك گمنام سريانى ( احتمالا از ق 6 م ) راهنمايىهاى مهمى در زمينهى جايگاه ابن ماسويه به دست داده كه در عين حال سرنخهايى براى تحول تاريخ پزشكى عربى به شمار مىروند . وى در تشريح و فيزيولوژى چشم در آثار اين دو به شباهتهايى پى برده است « 3 » . هر چند ابن ماسويه نيز عالم به آثار جالينوس بود و مىتوانست از آثار او به زبانهاى سريانى و يونانى استفاده كند ، باوجود اين ، به احتمال زياد ، به اين سريانى گمنام متكى بوده است . مايرهوف در اين مورد مىگويد : « ولى مسلم است كه يحيى بن ماسويه از اينگونه ترجمههاى سريانى از آثار پزشكان متأخر يونانى مواد لازم را براى نوشتهى تخصصى خود دربارهى چشمپزشكى فراهم آورده است » . « 4 » با آنچه گفته شد مايرهوف رهنمونى جالب توجه براى پاسخ به سؤالى كه حدود 15 سال بعد از طرف كراوس در مورد مسألهى جابر طرح گرديد دارد . طبق نظر وى اينكه جابر دربارهى تشريح چشم همان اصطلاحات حنين را - كه وابسته به جالينوس است - به كار گرفته دليلى براى عدم اصالت مجموعهى جابر ، درحالىكه وضع ابن ماسويه به قرار ديگرى است . كراوس ، در اين سخن خود ، اين امكان را در نظر نگرفته است كه شايد هم جابر و هم حنين از يك ترجمهى عربى موجود و اصطلاحات آن استفاده كرده باشند ، درحالىكه ابن ماسويه - همان گونه كه مايرهوف نشان داده - مستقل از آن به صورت مستقيم از يك منبع سريانى بهره برده است . اما كراوس بيشتر بنا را بر اين گذارده است كه حنين اين اصطلاحات را خلق كرده و جابر آنها را به كار برده است « 5 » .
هامش
( 1 ) . ( « چشمپزشكى يوحنّا بن ماسويه » ) ،" Die Augenheilkunde des Jhann b . M sawaih ( 777 - 857 n . Chr . ) "، در :Islam، 6 / 1915 م / 256 - 217 .
( 2 ) . همان ، ص 256 .
( 3 ) ." Die Augenheilkunde in der von Budge herausgegebenen syrischen rztlichen Handschrift "، همانجا ، ص 258 .
( 4 ) . همان ، ص 266 .
( 5 ) . قس : كراوس ،" Der Zusammenbruch der Dsch bir - Legende "، در :Dritter Jahresbericht، برلين ، 1930 م ، ص 30 - 29 .