تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
كه بعدها توسط حنين و ديگران ترجمه شده اغلب نقل به مفهوم بوده‌اند و عين آن عبارات را در ترجمه‌هاى اخير نمىتوان يافت . اين معنى در مورد نقل‌قول‌هاى جابر نيز صدق مىكند . آشنايى بيشتر با آثار جالينوس و بقراط را بايد به حدود اواخر ق 2 ه / 8 م و اوايل ق 3 ه / 9 م مربوط دانست . از ترجمه‌هاى اين دوره چندتايى كه بعدها بعضا ، توسط حنين ، حبيش و ديگران تصحيح يا مجددا ترجمه شده ، به دست ما رسيده‌اند ( نك : پس از اين ، ص 53 به بعد ) . قسمت بزرگى از ترجمه‌هاى بقراط از طرف يحيى بن بطريق ، يعنى حدود اواخر ق 2 ه / 8 م انجام پذيرفته است . از لحاظ تاريخ دريافت نوشته‌هاى پزشكى يونانيان ، اظهارات يعقوبى مورّخ اهميتى فوق العاده دارد . اين معاصر حنين ، كه چند سالى از وى جوان‌تر است ، 10 نوشته‌ى بقراطى و 46 اثر جالينوسى را مىشناخته است . مقايسه‌ى عناوين به دست داده شده و مستخرجاتى از آن‌ها كه به دست ما رسيده و ما آن‌ها را مىشناسيم ، به وضوح نشان مىدهد كه يعقوبى نه آثار جالينوسى ترجمه شده از سوى حنين را مىشناخته و نه از فهرست حنين از آثار جالينوس خبر داشته ، بلكه ظاهرا ترجمه‌هاى قديم‌تر را ديده بوده كه به احتمال زياد ، بخشى از آن‌ها مورد استفاده‌ى جابر هم قرار گرفته بوده است ( نك : پس از اين ، ص 291 به بعد ) . اين پرسش را كه دريافت و جذب پزشكى يونانى و دنباله‌هاى هلنيستى آن در پزشكى عربى چگونه بوده است ، البته طبيعتا به شيوه‌هاى مختلف مىتوان پاسخ گفت ، برحسب اينكه آغاز ترجمه به زبان عربى و پيدايش علوم طبيعى عربى را چه وقت بدانيم . بر مبناى نظريه‌اى كه به مناسبت‌هاى مختلف در اين كتاب ارائه شده ما متمايل به اين هستيم كه فاصله‌ى زمانى اواخر ق 1 ه / 7 م تا ميانه‌ى ق 3 ه / 9 م را به عنوان دوران دريافت و جذب بشناسيم ، كه البته تحديد حدود دقيق زمانى اين دو جريان امكان ندارد . از ميان آثار پزشكى كه به دست ما رسيده - چه ترجمه و چه تأليف در قلمرو فرهنگ اسلامى و نقل قول از آن‌ها كه به هنگام شرح اين جريان مورد استفاده قرار خواهند گرفت - تاكنون شمار اندكى مورد تدقيق و از نظر اصطلاحات مورد ارزش‌يابى قرار گرفته‌اند . اين گفته بيش از همه در مورد نوشته‌ها و تأليفات پزشكى ادبى نخستين قرن هجرى صدق مىكند . به‌هرحال ، اشتاين اشنايدر نام چند تن از پزشكانى را كه از آن‌ها در زمان‌هاى دور نقل قول شده ، و قسمت اعظم آن‌ها هم بر مبناى ترجمه‌هاى لاتينى است ، ضمن چند مقاله گرد آورده است . لكلر نيز آگاهىهاى منابع عربى درباره‌ى قديم‌ترين پزشكان و آثارشان را پذيرفته و در اثر خود به دست داده است . علاوه بر اين‌ها مايرهوف ضمن مقالات مختلفى اهميت مقاله‌ى ماسرجويه را با عنوان أبدال الأدوية و ما يقوم مقام غيرها براى تاريخ پزشكى عربى خاطرنشان كرده است . وى به تحقيق مستقلى در اين رساله نپرداخته و هم‌چنين به علت خلطى كه با نام پزشك ديگرى به همين نام ، كه پيش‌تر از آن ياد كرديم ، صورت گرفته ، از دوران زندگى او اطلاع روشنى نداشته است . در نتيجه ، ما از اشارات يا تصانيف اين سه دانشمند براى پاسخ دادن به سؤال خود تنها مىتوانيم انتظار كمكى اندك داشته باشيم . در عوض تحقيقات چندى درباره‌ى دستاوردهاى پزشكانى در دست است كه گويا در جريان