2 . منابع
* الف . منابع يونانى
1 فيثاغورس 2004
در نوشتههاى منحول به كرّات به آثارى برمىخوريم با مضامين پزشكى كه آنها را به فيثاغورس ، كه در زمان قديم او را به عنوان پزشك مىشناختهاند ، نسبت دادهاند ( نك :
Realenzy .
، 24 ، 1963 م ، 305 ) . در زبان لاتينى دو اثر پزشكى وجود دارد كه اصل و مبدأ آن ، تا جايى كه اطلاع دارم ، مورد تحقيق قرار نگرفته است « 1 » . در ق 3 ه / 9 م حنين بن اسحاق ( نك : پس از اين ، ص 328 ) كتابى دربارهى داروشناسى به زبان عربى ترجمه كرد ، كه ظاهرا بايد كسى به نام باديغوروس آن را تأليف كرده باشد .
تكههايى از اين اثر قبلا توسط نقلقولهاى رازى ، ابن جزّار ، غافقى ، ابن بيطار و ديگران مشهور و شناخته بود . احراز هويت باديغوروس ، كه در ترجمههاى لاتينى باز بيشتر مثله شده است ، بسيارى از دانشمندان ق 19 م را به خود مشغول داشته است « 2 » . و وستنفلد گمان داشت كه اين اسم ، تحريفشدهى نام فيثاغورس ( پيتاگوراس ) است . ماير در تاريخ گياهشناسى خود بر اين نظر بود كه در اينجا پاى فيثاغورس مجعولى در ميان است . « لكلر در ذكر چيزهايى از شرق اقصى كه بر يونانيان مجهول بوده علامت مشخصهاى مىبيند . وى مىخواهد باديگوراس را نام دگرگونشدهى اين حكيم مشهور بداند كه حوادث وى را به دربار ايران يا جندىشاپور كشاند . وى در آنجا توانست با چيزهاى عجيب و غريبى آشنا شود كه بر پاولوس آيگينايى مجهول بودند » « 3 » . پس از اينكه اشتاين اشنايدر همهى اين
هامش
( 1 ) . عناوين آنها چنين است ( نك : ديلس ، 2 / 88 - 87 ) :Supputationes prognosticae , Protagorae ( Pythagorae ) excerpta ex iatromathematici s Mercurri et Petosiridis etc . astrologica .. ( 2 ) . به صورتهاى :Badigorius , Badigorus , Badigorus , Badigorusus , Badiorus , Borogorius , Baldigorus , Edigorus ,، نك : اشتاين اشنايدر ، ترجمههاى عربى ، ص 7 ( 45 ) .
( 3 ) . اشتاين اشنايدر ، همان ، ص 7 .