تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
همان‌طور كه از قسمت‌هايى از شرح حال پيامبر ( ص ) برمىآيد ، در صدر اسلام افراد متعددى بوده‌اند كه به آن‌ها طبيب اطلاق مىشده است . قديم‌ترين پزشك شناخته‌شده‌ى مسلمان ابو رمثه ، يكى از معاصران پيامبر ( ص ) است كه بعدها به مصر رفت و در شمال افريقا ديده از جهان فروبست ( نك : پس از اين ، ص 274 ) . بدون شك ، پزشكى يكى از نخستين زمينه‌هايى است كه بر بستر آن معارف بيگانه ، يعنى معارف باستان يا دانش متأخر يونان در اختيار مسلمانان قرار گرفته است . بديهى است كه اولين برخورد و آشنايى در اين عرصه نه از راه ترجمه‌ها ، بلكه از طريق پزشكانى انجام گرفت كه كمى پيش يا كمى پس از فتوحات اسلامى در سرزمين‌هاى يونانى مىزيسته‌اند . با انتخاب دمشق به عنوان پايتخت خلافت ، تماس با دانشمندان يونانى تسهيل گرديد . تاكنون آنچه منابع ما درباره‌ى فعاليت تنى چند از پزشكان مسيحى مستقر در دربار نخستين خليفه‌ى اموى ، معاويه ( 60 - 41 ه / 680 - 661 م ) گزارش داده‌اند به نحوى شايسته مورد عنايت قرار نگرفته است . يكى از آنان به نام ابن اثال ، پزشك مخصوص معاويه بوده است . از آن گذشته ، خليفه از اطلاعات او در زمينه‌ى زهرها سود مىجست تا بدان وسيله از شر بعضى از دشمنان خود رهايى يابد ( نك : پس از اين ، ص 275 و بعد ) . پزشك مسيحى ديگرى نيز به نام ابو الحكم در خدمت همين خليفه بود كه معاويه در كار تهيه‌ى دارو به وى اطمينان داشت ( نك : پس از اين ، ص 275 ) . پسر ، نوه و نتيجه‌ى ابو الحكم تا نيمه‌ى اول ق 3 ه / 9 م نزد خلفاى اموى و عباسى به كار اشتغال داشتند « 1 » . ديرى نپاييد كه خلفاى اموى از طريق دانشمندانى كه در خدمت دربار خود داشتند و معاشرت با ساير اتباع ، با فرهنگ سرزمين‌هاى يونانىنشين بااهميت و تا اندازه‌اى هم با وضع و سطح موجود طب ، كيميا و ساير علوم طبيعى آشنايى يافتند . اطلاعات و مدارك تاريخى با اين حدس « كه امويان اشتغال رسمى به فرهنگ يونانى را نه حمايت مىكردند و نه برمىتافتند » « 2 » مغايرت دارد . اينكه در كار پذيرفتن ميراث فرهنگى بيگانه تفاوت سطح بسيارى وجود داشته ، ناشى از موقعيت‌هاى گوناگون بوده است . قديم‌ترين ترجمه‌ى شناخته‌شده از يك كتاب پزشكى به عربى با نام مروان خليفه ( 65 - 64 ه / 85 - 684 م ) پيوند يافته است « 3 » . منابع ما هم‌چنين از كسى به نام ماسرجويه ، فردى يهودى و سريانى زبان در دوره‌ى مروان گزارش مىدهند كه ترجمه‌ى سريانى كتاب مبانى پزشكى اثر آهرون ( ق 6 م ) را به عربى درآورد . ديگر اينكه ، اين ترجمه در كتابخانه‌ى امويان وجود داشته و عمر بن عبد العزيز ( 101 - 99 ه / 20 - 717 م ) آن را در اختيار عموم گذارده است « 4 » . اين آگاهى كه براى تاريخ پزشكى
هامش
( 1 ) . نك : ابن ابى اصيبعه ، 1 / 121 - 119 . ( 2 ) . روزنتال ، تداوم ، همان‌جا ، ص 15 . ( 3 ) . مطمئنا ، اين تصادف محض نيست كه برحسب اطلاعى كه ما امروز داريم قديم‌ترين ترجمه ، كه ضمنا به جا هم مانده است ، از يك مقاله يا مقالات متعدد راجع به كيميا به دستور خلفاى اوليه‌ى اموى انجام پذيرفته است ( نك : تاريخ نگارش‌هاى عربى ، 4 / مقدمه ) . ( 4 ) . ابن جلجل ، ص 61 .