زبان هندى به فارسى و عربى انجام مىداده است » ( 2 / 33 ؛ قس : مولّر ، در :
ZDMG
، 34 / 1880 م / 480 ) . به كمك طبرى نيز آگاه مىشويم كه منكه خليفه هارون را در سفرش به خراسان همراهى كرده ( 3 / 747 ) و به گفتهى ابن نديم ( ص 245 ) ظاهرا مدتى نيز در بيمارستان ( جندىشاپور ) فعاليت داشته است . از طريق جاحظ آگاه مىشويم كه هارون او را به بغداد فراخوانده و وى در آنجا اسلام آورده است ( حيوان ، 7 / 213 ) . همو منكه را از شمار پزشكانى مىداند كه در دستگاه يحيى بن خالد برمكى گرد آمده بودند ( نك : البيان و التبيين ، 1 / 92 ) . ابن قتيبه ( عيون الاخبار ، 1 / 24 ) نسخهاى درمانى از منكه را حفظ كرده است . از بين آثارش ترجمهى سمهتا اثر سوسروتا ( نك : ابن نديم ، ص 303 ) نيز شايان ذكر است .
منابع : اشتراوس ، كتاب سموم شاناق « 1 » ، همان ، ص 116 .
73 / صالح بن بهلهى ( ؟ ) هندى / 2076
پزشكى هندى بوده و در روزگار هارون الرشيد در بغداد مىزيست ، نمىدانيم كه تأليفى در پزشكى داشته است يا نه .
منابع : ابن ابى اصيبعه ، 2 / 35 - 34 ؛ مولر ، « منابع عربى دربارهى تاريخ پزشكى هندى » « 2 » ، در :
ZDMG
، 34 / 1880 م / 93 - 483 ، 99 - 497 .
74 / شريبهار گوداتّه / 2077
ابو منصور موفق بن على هروى ( ق 4 ه / 10 م ) از اين پزشك ( با ضبط نام سرى فرگودت ) جزو پزشكانى نام مىبرد كه وى با آثار كاملا ناشناختهى آنان آشنا بوده است ( نك : عبد الخالق آخوندوف ، اصول داروشناسى . . . « 3 » ، ويراستهى كوبرت ، ج 3 ، 1893 م ، ص 306 ) .
75 / بهلينداد هندى / 2078
ابن وحشيه از كتاب پزشكى او در مقدمهاش بر كتاب السموم ( نك : خولسون ، بقاياى ادبيات بابل قديم ، ص 129 ؛ لوى ، سمشناسى عربها در قرون ميانه ، ص 12 ، 21 ) نام برده است . شايد اين شخص همان بهاييل باشد كه ابو منصور موفق بن على نيز از او ياد مىكند ( نك : همان ، ص 307 ) .
هامش
( 1 ) .Das Giftbuch des S ? n q.
( 2 ) ." Arabische Quellen zur Geschichte der indischen Medizin ". ( 3 ) .Die pharmakologische n Grunds tze . . . in : Hist . St . aus dem Pharm . Inst . d Ksl . Un . Dorpat ..