ذكر اين موضوع در كتاب سموم نبطى ترجمهى ابن وحشيه « 1 » و سرّ الاسرار « 2 » منسوب به ارسطو به عقيدهى من نشانهاى از انتشار آن در دوران پيش از اسلام است . هرتس با جديت بيشتر كوشيده است ردّپاى اين موضوع را بگيرد . اما چون بيش از اندازه دربارهى زمان پيدايش نوشتههاى مجعول عربى موجود زير نفوذ عقايد حاكم قرار داشت ، از آن نتيجهگيرىهاى نادرستى كرد . صرفنظر از نقل قولهاى موجود در نوشتههاى مجعول اعلام كرد كه رازى در الحاوى از دختر زهرآگين نام برده « 3 » و ابن سينا در قانون خود دربارهى اين موضوع به روفوس استناد جسته است « 4 » . به نظر هرتس چنين آمد كه « نقل قول مورد بحث در كتاب رازى جابهجا شده است » « 5 » . در سه اثرى كه از روفوس به جا مانده از اين مطلب نشانى نيست . حال نبايد - به نحوى متفاوت از هرتس - از حيث آثار مفقود فراوان روفوس - چنين نتيجه گرفت كه ابن سينا نمىتوانسته هيچيك از اين سه اثر را مورد استفاده قرار داده باشد ، برعكس اشارات رازى ( الحاوى ، 19 / 298 ، 318 ) و ابن سينا ( قانون ، 2 / 120 ) بايد به عنوان نقلقولهايى از يكى از آثار او ، شايد از كتاب السموم يا الترياق وى تلقى شوند ( نك : پيش از اين ، ص 105 ) . اميد مىرود كه طى تحقيقهاى آينده در آثار پزشكى عربى ردّپاهاى بيشترى از اين افسانهى شايع مشخص شود .
طبق اخبار مذكور در منابع عربى ح 20 يا 30 سال ، پس از آنكه شروع به ترجمهى آثار نجومى كرده بودند ، يعنى نه در زمان خليفه منصور ، بلكه در روزگار هارون ترجمهى كتب پزشكى هندىها را آغاز كردند . ابن نديم ( ص 303 ) از سه مترجم ، منكه ، ابن دهن ( ؟ ) و عبد اللّه بن على ياد مىكند كه به تقاضاى يحيى بن خالد برمكى ، يعنى در ق 2 ه / 8 م به كار ترجمه اشتغال داشتهاند « 6 » ، از آن گذشته ، كنكه ، منجم و رياضىدان مشهور كه در زمان اولين خلفاى عباسى به بغداد رفته بود « 7 » ، طبابت هم مىكرد . ابن ابى اصيبعه ( 2 / 32 ) ضمن ساير كتابها ، به احتمال زياد ، شايد بر پايهى گفتهى ابو معشر بلخى ، از يك كتاب پزشكى نام مىبرد كه به شيوهى كنّاش تأليف شده بود . نقل قول ابن ماسويه در اثرش دربارهى چشمپزشكى ، به احتمال زياد ، از اين كتاب بوده است . از اين نقل قول چنين برمىآيد كه كنكه در كنار جالينوس از مراجع محسوب مىشده است « 8 » .
هامش
( 1 ) . خولسون ، همان ، ص 129 .
( 2 ) .Gesammelte Abhandlungen، از هرتز ، چاپ به كوشش فن در لاين ، اشتوتگارت - برلين ، 1905 م ، ص 156 به بعد .
( 3 ) . همان ، ص 245 .
( 4 ) . همان ، ص 246 .
( 5 ) . همان ، ص 246 .
( 6 ) . وى دربارهى فرد نخستين به وضوح اين مطلب را مىگويد ولى دربارهى دو تن ديگر تنها به حدس و گمان مىتوان گفت كه از طرف يحيى بن خالد به كار ترجمه گماشته شده بودهاند .
( 7 ) . نك : اشتاين اشنايدر ، « دربارهى تاريخ ترجمهها از زبان هندى به زبان عربى و تأثير آن بر ادبيات عربى »" Zur Geschichte der bersetzungen aus dem Indischen in's Arabische und ) ( ihres Einfusses auf die arabische Literatur "، در :ZDMG، 24 / 1870 م / 329 به بعد .
( 8 ) . نك : پروفر و ماكس مايرهوف ، « چشمپزشكى يوحنّا بن ماسويه ( 857 - 777 م ) » -