با نحوهى نگرشى كه تاكنون در اطلاعات و اخبار مربوط به داستان دختر زهرآگين ملاحظه گرديد مثلا مواد مهم براى مسألهى تأثيرات متقابل ناديده گرفته شد . از اصل هندى اين موضوع اطمينان دارند و ترجمهى كتاب شاناق را نقطهى آغاز تأليف آثارى در همين زمينه مىدانند . بدين ترتيب ، پلسنر براى تعيين تاريخ
Turba Philosophorum
به اين اصل اتكا كرد « 1 » . داستان دختر زهرآگين كه - در كتاب شاناق كاملا به اختصار از آن ياد مىشود و توصيف مفصل آن به امر مأمون حذف شده است « 2 » و از آن گذشته در
Turba
كاملا به صورت ديگرى است و به نيتى كاملا متفاوت از آن ياد مىشود « 3 » - در كتاب سوسروتا كه ظاهرا در سدههاى اول تأليف شده است وجود دارد « 4 » ( نك :
پس از اين ، ص 266 ) .
هامش
- در :ZDMG، 15 / 1860 م / 96 ) بدون اينكه ترجمهى ابن وحشيه را از كتاب نبطى ديده باشد ، حدس زد كه قصهى دختر زهرآگين مذكور در اين كتاب از كتاب السموم شاناق اقتباس شده است . تنها بر مبناى اين فصل كه خولسون آن را در 10 سطر درهم فشرده و خلاصه كرده بود ( فصلى كه در الگوى كار خولسون از 272 صفحه تشكيل شده بود ) ، مولّر (ZDMG، 34 / 1880 م / 544 ) اظهارنظر كرد كه اين فصل به احتمال قريب به يقين چيزى نيست جز كتاب شاناق . بتينا اشتراوس با اشاره به اين مقالهها مىگويد : « در تلاش اينكه آنچه را ابن وحشيه در منابع خود مىبيند به حساب نبطىها بگذارد ، چيزهاى كاملا هندى را مانند دختران زهرآگين نيز نبطى قلمداد مىكند و چون چيزى سواى منابع در اختيار خود براى گفتن ندارد به نامفهوم بودن متون كهن متوسّل مىشود » (Quell . u . Stud . z . Gesch . d . Nat . wiss . u . d . Med .، 4 / 1935 م / 117 ) .
( 1 ) . نك : سزگين ، 4 / بخش كيميا ( منابع ) / ذيل مجمع فلاسفه( Turba Philosophorum ).
( 2 ) . نك : كتاب شاناق ، ص 131 ، 152 .
( 3 ) . اين موضوع درTurba( ترجمهى روسكا ، ص 247 ) چنين آمده : « از آن گذشته به شما اعلام مىكنم كه " اژدها " هرگز نمىميرد . بههرحال فيلسوفان زنى را كه شوهرانش را بكشد ، تسليم مرگ مىكنند ؛ زيرا بدن آن زن پر است از " سلاح " و " زهر " ) . در نتيجه براى آن اژدها " قبرى " مىكنند و آن زن را با او در گور مىكنند ، كه به او محكم بسته شده است ، هرچه بيشتر آن مرد او را در بند بنهد و به دور او بچرخد بيشتر با " سلاحهاى " زنانهاى كه در بدن زن ايجاد شده ، تكهتكه مىشود . و اگر وى خود را با اعضاى زن آميخته ببيند ، مرگ وى حتمى مىشود و به " خون " تبديل مىگردد . امّا اگر فيلسوفان او را [ اژدها را ] ببينند كه به " خون " تبديل شده ، چند روزى وى را در آفتاب مىگذارند تا نرمى وى از بين برود و " خون " بخشكد و آنها آن " زهر " را پيدا كنند . آنچه بعد ظاهر مىشود باد پنهان است » . در كتاب سموم شاناق آمده : « آنچه به دختر زهرآگين مربوط مىشود اين است كه تنها اگر آدم خود را از وى دور نگهدارد سالم مىماند ، زيرا داروى ديگرى وجود ندارد . امّا اين چيزى است كه ( امروز ) ديگر وجود ندارد ، كه فقط در گذشته بوده است . به اين جهت تجربهاى در اين مورد نداريم » ( ترجمهى بتينا اشتراوس ، ص 131 ) .
( 4 ) .An English Translation of the Sushruta Samhita by Kunja Lal Bischagratna، كلكته ، 1925 - 1907 م ، 2 / 673 ؛ هاس ، در :ZDMG، 30 / 1876 م / 657 ؛ بتينا اشتراوس ، همانجا ، ص 131 .