كه مولر در اختيار گذارده بود ، يولى به اين نتيجه رسيد كه بين اين متنها و كوطليه ارتهساستره ، دربارهى احراز هويت شاه ، تطابقهايى وجود دارد . پس شايد بتوان از توضيح پيچيدهى مولر چشم پوشيد ، و در عوض ، پذيرفت كه در همان روزگاران در سرزمين هند كتابى دربارهى سموم وجود داشته كه منشأ آن كوطليه ارتهساستره بوده ، ولى نه بدون بهره بردن از ساير كتابها و به خصوص ، مآخذ پزشكى (
ZDMG
، 68 / 1914 م / 347 ) . بدين ترتيب ، جاى ترديد نيست كه اين كتاب را نيز بايد از جملهى ديگر نوشتههاى ترجمهشدهاى شمرد كه مولر از آنها سخن مىگويد .
بعدها بتينا اشتراوس دربارهى اين اثر تحقيقى مفصل كرد و متن عربى آن را با ترجمهى آلمانى منتشر ساخت ( « كتاب سموم شاناق ، تحقيقى در زمينهى تاريخ ادبى » « 1 » ، در :
Quell . u . Stud . z . Gesch . d . Nat . wiss . u . Med .
، 4 / 1935 م / 152 - 89 و 64 ص از متن عربى ) . بتينا اشتراوس متن عربى شاناق را با متنهاى كركه و سوسروتا مقايسه كرد و مواضعى را كه با يكديگر يكسان و يا آشكارا مشابهند معين ساخت ( 107 - 102 ) . وى در ادامهى تحقيقات خود با مطالبى در زمينهى سمشناسى برخورد كه به نظر او از منابع يونانى گرفته شده بود . ولى كتاب معينى را نتوانست به عنوان منبع به دست دهد . اين مطالب يونانى « به سادگى نقل نشده ، بلكه - مطابق با ويژگىهاى هندى كتاب مورد بحث ما - حك و اصلاح شده بود » . بدينسان ، كتابى نيست كه « از سرچشمهى واحدى برگرفته شده » باشد ، بلكه « از پيوند منابع هندى و يونانى » پديد آمده است ( ص 112 ) . پس از آنكه وى به خبر مندرج در خود نوشته دربارهى ترجمه به عربى اشاره مىكند ، مبنى بر اينكه كتاب سموم شاناق را منكه - ( كه مترجم آثار ديگرى هم در پزشكى است ، نك : پس از اين ، ص 270 ) براى يحيى بن خالد برمكى از هندى به فارسى ترجمه و ابو حاتم بلخى آن را تحرير كرد و بعدها عباس بن سعيد جوهرى آن را براى مأمون خليفه به عربى برگرداند ، به اين نتيجه مىرسد كه « اولين قسمت - هندى - كتاب مورد بحث ما را بايد اثرى از ادبيات ترجمه شمرد . اكنون ديگر نمىتوان روشن ساخت كه منكهى هندى ، كه ما به عنوان مترجم در وجود او شكى نداريم ، چنين كتابى را از شاناق به زبان هندى در اختيار داشته ، يا اينكه آن را خود به اين صورت براى ترجمه درآورده است . الحاقات مفصلترى با اصل و منشأ يونانى - وصف انواع مختلف زهرها و ساختن آنها - و همچنين ، حاشيههايى را كه ما ضمن ترجمه به آنها اشاره مىكنيم ، بايد كار ويراستار شمرد كه قسمت دومى را - كه يونانى است - به كتاب افزوده است . اين بخش را در صورت ظاهريش با ويژگىهاى هندى كتاب هماهنگ ساختهاند و گاهوبيگاه از داروهاى هندى هم سخن گفتهاند . طبق خبر موجود در مقدمه ، عباس بن سعيد جوهرى را بايد آخرين ويراستار شمرد . وى بر مبناى اطلاعاتى كه از سمشناسى يونانى داشته نسخههايى براى ساختن زهر به اين كتاب سموم كه براى امير تهيه مىشد ، افزوده است » ( همان ، ص 116 ) .
بتينا اشتراوس ، احتمالا ، بدين دليل به اين نتيجه رسيده است كه ، از يك طرف ، در كتاب شاناق عناصر و اجزاى يونانى مىيابد و ، از جانب ديگر ، تحت تأثير باور زمان خود دربارهى منشأ
هامش
( 1 ) ." Das Giftbuch des S ? n q . Eine Literaturgeschic htliche Untersuchung ".