نظر وى هيچ دليلى براى شك كردن در اين مطالب مشخص و روشن وجود نداشت « 1 » . با اشاره به اين داورىهاى ضد و نقيض دربارهى اطلاعات موجود در مآخذ عربى « 2 » ، مولّر ضرورى مىداند كه « اين اخبار بارى ديگر به دقت بررسى شود » « 3 » . بر پايهى اطلاعات ابن نديم و نقلقولهاى رازى وى به اين اطمينان دست مىيابد كه ترجمههاى سوسروتا و كركه قاعدتا در اختيار رازى بوده است « 4 » . در مورد شاناق هندى كه كتابش به دست ما رسيده وضع كاملا بهقرار ديگرى است . اين كتاب را عربها جعل كرده و « بر مبناى ترجمهاى از سوسروتا بعدها ساخته و پرداختهاند » « 5 » . تحقيقات بعدى و بهخصوص تصحيح فردوس الحكمهى على بن ربّن طبرى مسألهى آشنايى عربها با پزشكى هندى را به خوبى روشن كرد . تحقيق يولى ، پيشرفت بسيار مهمى در اين عرصه بهشمار مىرود . وى به وجود همانندىهايى بين متن شاناق و كوطليه ارتهساستره « 6 » پى برد و توضيح داد كه « قبلا در سرزمين هندوستان از بطن كتاب مزبور كتاب سمومى بيرون آمده كه در آن از منابع ديگرى و ، بيش از همه ، منابع پزشكى استفاده شده است » « 7 » . بدينسان وى كتاب السموم عربى شاناق را ترجمهى اثر هندى مجعولى مىشمارد كه دربارهى سموم بوده و براى تعيين قدمت آن ، زمان ترجمه به زبان فارسى در نيمهى دوم ق 8 م مرز نهايى به حساب مىآيد . ضمن تحقيقى دربارهى همين مطلب ، بعدها ، بتينا اشتراوس به نتيجهاى تقريبا معارض يولى دست يافت ، كه موارد اشتراكى با مولّر دارد . هرچند ، بتينا اشتراوس شكى در اين ندارد كه كتاب از زبان هندى ترجمه شده ، آثار و ردّ پاى مآخذ يونانى را ، كه بدان پى برده ، افزودههاى مترجم عربى مىداند كه در نتيجه وى را بايد آخرين ويراستار اين اثر هم دانست « 8 » . پس آشنايى با مآخذ يونانى را در چنين اثرى كه به عقيدهى خود او هستهى اصلى آن ترجمهى يك كتاب سموم هندى است - هرگاه دانشمند عرب را فقط مترجم و نه ويراستار بشماريم - تنها با پذيرفتن نفوذ پيشين پزشكى يونانى بر پزشكى هندى « 9 » قابل توضيح است « 10 » .
هامش
( 1 ) . درسهاى دانشگاهى دربارهى تاريخ ادبيات هندىAkademische Vorlesungen ber ) ( indische Literaturgeschic hte، تأليف آلبرخت و بر ، چاپ دوم با اضافات ، برلين 1876 م ، افزودهها در ص 14 - 13 .
( 2 ) . مولر ، « منابع عربى دربارهى تاريخ پزشكى هندى »" Arabische Quellen zur ) ( Geschichte der indischen Medizin "، در :ZDMG، 34 / 1880 م / 556 - 465 .
( 3 ) . همان ، ص 468 .
( 4 ) . همان ، ص 548 .
( 5 ) . همان ، ص 543 .
( 6 ) .Kaut ? il ? ya Arthas ? stra.
( 7 ) . نك : پس از اين ، ص 262 .
( 8 ) . نك : پس از اين ، ص 263 .
( 9 ) . در اين مورد نك : يولى ، پزشكى ( هندى ) ، ص 19 - 18 ؛ كيث ، تاريخ ادبيات سانسكريت( A History of Sanskrit Literature )، آكسفورد ، 1928 م ، ص 515 - 513 .
( 10 ) . آلفرد فن گوتشميد (" Die Nabat ische Landwirthschaft und ihre Geschwister "، -