تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بوده است « 1 » . مقاله‌ى « درباره‌ى تأثير ماه طبق نظر منجمان » « 2 » از سرجس ، كه به ما رسيده ، نيز بايد مورد توجه قرار گيرد . قديم‌ترين ترجمه‌ى اثرى پزشكى از زبان سريانى كه مىشناسيم كنّاش يونانى آهرون است كه به سريانى ترجمه شده بوده است . در اثر شهرت فوق العاده‌اى كه اين اثر ترجمه‌شده به سريانى كسب كرده بود ، موجب شد كه در ق 1 ه به عربى ترجمه شود . ماسرجويه ، مترجم كليمى ، به احتمال قوى هيچ ارتباطى با جندىشاپور نداشته است . وى را نبايد با ماسرجويه مسيحى جوان‌تر - احتمالا يك فرد سورى مسيحى در ق 2 ه / 8 م - اشتباه كرد . نقش پزشكان سريانى در تاريخ پزشكى عربى نيز به سبب فعاليتشان در مدرسه‌ى ايرانى جندىشاپور همان قدر مهم است . اين مدرسه به گفته‌ى ابن عبرى ( بارهبرائوس ) « 3 » به فرمان شاپور اول ، شاه ساسانى ( 273 - 240 م ) تأسيس شد . شكى در آن نيست كه اين مدرسه در ق 6 م به نخستين مرحله‌ى كمال خود رسيد « 4 » . ما با نام پزشكان سريانى متعلق به اين مدارس ، طى فعاليت‌هاى آنان در دوران نخستين خلفاى عباسى يا در خدمت اين خلفا ، آشنا شده‌ايم . از ميان آثار اينان موارد بسيار كمى به صورت كامل ، و در عوض نقل‌قول‌هاى متعددى به‌جا مانده ، كه هنوز بايد اهميت آن‌ها در تاريخ پزشكى مورد تحقيق قرار گيرد . ياقوت « 5 » جغرافىدان بر مبناى منابع كهن‌تر به ما گزارش مىدهد ، « كه در ريشهر - ريو - اردشير ساسانيان در شوش - در روزگار ساسانيان گروهى از كاتبان بودند كه به كمك خطى ( سرّى ؟ ) موسوم به گشتق همه‌ى اخبار پزشكى ، نجوم و علوم غريبه را ثبت مىكردند . به اين گروه گشتق - دفتران مىگفتند » . نقش اخبار موجود در منابع و آثار به‌جا مانده از طرف ديگر ، مدرسه‌هاى ايرانى را به عنوان واسطه بين پزشكى عربى و هندى كاملا روشن مىكنند : بدون اين واسطه به سهولت قابل تصور نبود كه خلفاى عباسى به اين سرعت از پزشكى هندى يا علوم هندى اطلاع حاصل كرده باشند . اين واقعيت تاريخى كه در ق 6 م در جندىشاپور نظريه‌هاى يونانى و هندى با يكديگر تلاقى كردند و يكديگر را متقابلا بارور ساختند ، از طرف كراوس طى مقايسه‌اى جالب توجه بين منطق سريانى پاولوس پرسا « 6 »
هامش
( 1 ) . نك : مايرهوف ، در :Islam، 6 / 1915 م / 258 . ( 2 ) . باومشتارك ، ص 169 . ( 3 ) . نك :Chronikاو ، تصحيح برونس و كيرش ، لايپزيگ ، 1789 م ، ص 82 ؛ مايرهوف ، در :Islam، 6 / 1915 م / 265 . ( 4 ) . نك : كراوس ، « درباره‌ى ابن مقفّع »( " Zu Ibn al - Muqaffac ? " )، در :RSO، 14 / 1934 م / 19 . ( 5 ) . معجم البلدان ، 2 / 887 ؛ دوبلر ، « " داروشناسى " نزد مسلمانان قرون ميانه »" Die , , Materia ) ( Medica''unter den Muslimen des Mittelalters "، در :Sudhoffs Archiv، 43 / 1959 م / 332 - 331 . ( 6 ) .Paulus Persa.