اشتاين اشنايدر ، ش 76 ؛ شوبرينگ ، ص 38 - 37 ) ، كتابى دربارهى اندام بويايى .
حنين دربارهى آن مىگويد : « اين كتاب فقط از يك مقاله تشكيل شده است . نسخهاى از آن به زبان يونانى نزد من بود ، ولى وقت خواندن آن را نداشتم . بعدها آن را به سريانى ترجمه كردم . [ پس از آن اسحاق بن حنين آن را به عربى ترجمه كرد ] » ( ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 48 ) .
موسى بن ميمون از آن در فصول خود ياد مىكند ، نك : اشتاين اشنايدر ، ش 76 ، نك : الحاوى ، 3 / 82 .
[ 257 ] 40 . كتاب منافع الأعضاء [ 5045 ]
، نك : كوهن ، 3 / 1 به بعد ، 4 / 1 به بعد ؛ ديلس ، 1 / 69 - 68 ؛ پوشمان / نويبورگر / پاگل ، 1 / 381 ، ش 2 ؛ ونريش ، ص 245 ؛ اشتاين اشنايدر ، ش 34 ؛ شوبرينگ ، ص 38 ) ، كتابى دربارهى فوايد اعضاى بدن .
حنين دربارهى محتوا و ترجمهى آن چنين مىگويد : « وى اين كتاب را در 17 مقاله تدوين كرده است ، در مقالههاى اول و دوم حكمت بارى تعالى را در اتقان آفرينش دست ، در مقالهى سوم حكمت وى را در اتقان آفرينش پا ، در مقالههاى چهارم و پنجم حكمت خداوند را در خلق دستگاههاى مربوط به غذا و در مقالههاى ششم و هفتم كار دستگاههاى تنفسى را بيان كرده است . در مقالههاى هشتم و نهم آنچه را كه به سر مربوط مىشود ، و در مقالهى دهم مسائل مربوط به چشمان و در مقالهى يازدهم مسائل مربوط به ديگر اعضاى چهره و در مقالهى دوازدهم اندامهاى سينه و كتفين را شرح داده است . طى دو مقالهى بعدى ، حكمت اندامهاى توليد مثل و در مقالهى پانزدهم ، احتجاج مناسبى براى آنچه در آنها و بخشهاى بعدى ( ؟ ) وجود دارد ، بيان كرده است . در مقالهى شانزدهم موضوع اندامهايى را كه در سراسر بدن وجود دارند ، يعنى سرخرگها و سياهرگها و اعصاب ، و سپس در مقالهى هفدهم وضع همهى اندامها و اندازههاى آنها و فوايد سراپاى كتاب را وصف كرده است . سرجس اين كتاب را به شكل بسيار بدى به سريانى ترجمه كرده بود ، من نيز آن را براى سلمويه به سريانى درآوردم . حبيش آن را براى محمّد به عربى ترجمه كرد . من برخى از مقالات آن را بررسى كردم و افتادگىهاى آن را افزودم و هماكنون در كار تصحيح بقيهى مقالات هستم . [ پس از اين گزارش ، حنين مقالهى هفدهم اين كتاب را به عربى ترجمه كرد ] » ( ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 49 ) .
يعقوبى هم اين كتاب را مىشناخته است ( نك : كلامروت ، در :
ZDMG
، 40 / 1886 م / 623 ) . اين كتاب جالينوس كه قبلا سرجس ( د : 536 م ) آن را به سريانى ترجمه كرده بود بايد تقريبا زود به عربى ترجمه شده باشد . قديمترين نقل قولى كه ما از آن خبر داريم در كتاب السبعين و كتاب الحاصل اثر جابر بن حيان است . وى ضمنا در اين كتاب چند نظر جالينوس را به تندى به باد انتقاد گرفته است ( نك : كراوس ، 2 / 327 ؛ نك : پيش از اين ، ص 116 ) .
نسخه : استانبول ، كتابخانهى دانشگاه
A . 3869
( 234 گ ، 1127 ه ) ؛ پاريس 2853 ( 301 گ ، 682 ه ، نك : واژدا ، 446 ) ؛ منچستر 780 ( 309 گ ، ق 11 ه ، نك : فهرست ، ش 809 ) ؛ اسكوريال 850 ( ناقص ، 139 گ ، 539 ه ) ؛ تهران ، دانشكدهى پزشكى 300 ( 231 گ ، 1085 ه ، نك : فهرست ، ص )