تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
درباره‌ى اين كتاب نيز نك : « 1 » آ . ز . اسكندر ، « پژوهش‌هاى كتاب‌شناختى در آثار طبى و علمى عربى » « 2 » ، در :
Oriens
، 26 - 25 / 1976 م / 138 - 133 . حنين در فهرست خود اين اثر را با عنوان كتاب في علاج التشريح ، يعنى اجراى كار تشريح ، مىآورد و مىگويد : « جالينوس اين كتاب را در 15 مقاله تأليف كرده است . در مقاله‌ى نخست ، ماهيچه‌ها و بندهاى دست را ، در مقاله‌ى دوم ماهيچه‌ها و بندهاى پا را و در مقاله‌ى سوم اعصاب و رگ‌هاى دست و پا را ، و در مقاله‌ى چهارم ماهيچه‌هايى را كه گونه‌ها و لب‌ها و آرواره‌ى زيرين و سر و گردن و شانه‌ها را به حركت درمىآورند ، در مقاله‌ى پنجم ماهيچه‌هاى سينه و شكم و گرده‌ها و كمرگاه را ، در مقاله‌ى ششم جهاز هاضمه يعنى معده و روده‌ها و جگر و طحال و كليه‌ها و مثانه و نظاير آن را ، و در مقاله‌هاى هفتم و هشتم ساختار دستگاه تنفسى را وصف مىكند . در مقاله‌ى هفتم آنچه را كه به هنگام كالبدشكافى در قلب و ريه و سرخرگ‌ها ، پس از مرگ جانداران و نيز هنگام زندگى آنان آشكار مىشود ، و در مقاله‌ى هشتم آنچه را كه هنگام كالبدشكافى در سرتاسر سينه ديده مىشود ، بيان مىكند . همه‌ى مقاله‌ى نهم را به بيان ساختمان مغز و نخاع اختصاص داده و در مقاله‌ى دهم ، ساختمان چشم و زبان و مرى و آنچه را كه به اين اندام‌ها متصل است و در مقاله‌ى يازدهم ساختمان حنجره و استخوانى را كه يونانيان آن را به حرف لام خودشان ، يعنى تشبيه مىكنند ، و آنچه بدان متصل است و عصبى كه به اين موضع مىآيد و در مقاله‌ى دوازدهم ساختمان اندام‌هاى توليد مثل و در مقاله‌ى سيزدهم ساختمان سرخرگ‌ها و سياهرگ‌ها و در مقاله‌ى چهاردهم ساختمان عصبى را كه از مغز سرچشمه مىگيرد و در مقاله‌ى پانزدهم ساختمان عصبى را كه از نخاع سرچشمه مىگيرد ، بيان كرده است . ايوب رهاوى اين كتاب را براى جبريل بن بختيشوع ترجمه كرده بود و من اندك زمانى پيش از اين ، آن را براى يوحنا بن ماسويه تصحيح كردم و در اين كار بسيار دقت به كار بردم » ( ترجمه‌هاى آثار جالينوس ، ش 21 ) . ابن نديم ( ص 290 ) به اين اشاره دارد كه حنين در فهرست خود نگفته چه كسى اين كتاب را به عربى ترجمه كرده است و او خود آن را به ترجمه‌ى حبيش ديده است . از يادداشت‌هاى ابتدا و انتهاى دست‌نويس‌ها و هم‌چنين حواشى آن‌ها مىتوان به اين نتيجه رسيد كه كتاب را حبيش ترجمه و حنين تصحيح كرده است ( قس : مقدمه‌ى سيمون بر چاپ كتاب ، ص هفده ) . يعقوبى نيز اين كتاب را مىشناخته و تقريبا همواره از آن با عنوانى متفاوت از عنوانى كه حنين به آن داده يعنى كتاب التشريح الكبير ياد كرده است . اينكه يعقوبى محتواى 15 قسمت اثر را باز مىگويد از حيث تاريخ ترجمه‌ها به زبان عربى اهميت بسيار دارد . كلامروت آن را با آنچه ابن ابى اصيبعه ياد كرده مقايسه كرده است (
ZDMG
، 40 / 1886 م / 624 ) . به اعتقاد وى محتواى اين هر دو كتاب از نظر موضوعى كاملا باهم مطابقند و صرف‌نظر از يك تفاوت قابل توجه در ترتيب آن به اصل يونانى آن باز مىگردد . كلامروت
هامش
( 1 ) . از افزوده‌هاى مندرج در انتهاى ج 7 . ( 2 ) ." Bibliographical Studies in Medical and Scientific Arabic WOrks " ..
تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 145 | فؤاد سزگين / مؤسسه نشر فهرستگان