تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
ح 140 ترجمه از آثار جالينوس را برمىشمارد كه قسمت اعظم آن را خود او انجام داده است ( نك : مايرهوف ، « درباره‌ى نوشته‌هاى اصيل جالينوس » ، ص 257 ) . گستره‌ى اين موادى كه در نيمه‌ى ق 3 ه / 9 م در اختيار بوده هنگامى بهتر معلوم مىشود كه در نظر بياوريم جابر كه مىكوشيد هر چيز قابل دسترس را از دوران باستان به چنگ آورد ، بيش از 11 اثر جالينوس را نتوانسته بود مورد استفاده قرار دهد . حنين و معاصر جوان‌تر او ثابت بن قرّه نه تنها به عنوان مترجم ، بلكه به عنوان قديم‌ترين و پربارترين مفسّران آثار باستان در دنياى اسلام اهميت فراوان دارند . اين‌ها در آثار پرشمارى با عناوين « جوامع » ، « تفسير » ، « ثمار » ، « مسائل » و از اين قبيل كوشيدند پزشكى موجود در آثار جالينوس را جذب كنند و به ديگران برسانند . بىترديد مىتوان گفت كه اين جذب در همان ق 3 ه / 9 م به انجام رسيده بود . اما از آنجا كه تحقيقات هنوز در مراحل آغازين است ، به اين پرسش كه در چه هنگام و در چه مواردى پزشكان عرب پا را از حدود تعاليم جالينوس فراتر نهادند ، تا مدتى طولانى به نحوى شايسته نمىتوان پاسخ گفت . تنها مىخواهم به اين نكته اشاره كنم كه ما در مورد نظريه‌ى ديدن قرينه‌ى معينى در اختيار داريم كه مىتواند ما را در اين زمينه يارى دهد . قديم‌ترين برخورد عرب‌ها با نظريه‌ى ديدن كه فعلا ما با آن آشنايى داريم به نيمه‌ى اول ق 3 ه / 9 م برمىگردد ، مثلا چون در آن هنگام كندى از اقليدس ، بطلميوس و جالينوس پيروى مىكند و از پذيرش نظريه‌ى دموكريت و ارسطو ، كه طبق آن اشياء از خود پرتوهايى به چشم مىفرستند و در آنجا تصويرى ايجاد مىكنند ، ابا مىورزد « 1 » . حنين اين نظريه را مىپذيرد كه روح بينايى چشم كه پر از نور است ، پرتوهاى نورانى مىفرستد كه اشياء رويت‌شده مانند شاخك‌ها آن‌ها را لمس مىكند « 2 » . رازى در رديّه‌ى خود بر جالينوس ظاهرا نتوانسته است هيچ موضع روشنى به سود يا به زيان نظريه‌اى كه جالينوس ارائه داده اتخاذ كند « 3 » . او بعدها ظاهرا جانب نظريه‌ى ارسطو را گرفته است و اين نكته از نوشته‌هاى وى كه ابن ابى اصيبعه آن‌ها را بيان كرده است روشن مىشود : رازى در مقاله‌ى خود درباره‌ى چگونگى ديدن نشان مىدهد كه عمل ديدن از راه تشعشعى كه از چشم ايجاد مىشود ، حاصل نمىگردد « 4 » . آن‌طور كه ما در آثار فارابى مىبينيم اين اطمينان از صحت نظريه‌ى ارسطو ، عليه اقليدس ، جالينوس و ديگران در نيمه‌ى اول ق 4 ه / 10 م هنوز اشاعه نداشته است . ولى در نيمه‌ى دوم
هامش
( 1 ) . نك : مايرهوف ، « مبحث نور نزد عرب‌ها »( " Die Optik der Araber " )، درZeitschr . f . o phthalmologische Optik، 8 / 1920 م / 20 . جاحظ نيز در مورد مسائل نورشناسى اظهارنظر كرده است . نك : ويدمان ، « درباره‌ى فيزيك نزد عرب‌ها »( " Zur Physik bei den Arabern " )، در :Jahrbuch f . Photographie und Reproduktionstec hnik fr das Jahr 1906، ص 77 به بعد . ( 2 ) . نك : مايرهوف ، همان ، 18 . ( 3 ) . قس : كراوس ، 2 / 329 ، پانويس 6 . نظّام حكيم به گفته‌ى ابن حزم نظر خاصى در اين مورد داشته است ، نك : ج 5 . ( 4 ) . نك : مايرهوف ، همان ، ص 21 .
تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 115 | فؤاد سزگين / مؤسسه نشر فهرستگان