ميانه ترجمه شدهاند ، درحالىكه نخستين ترجمههايى كه مستقيما از زبان يونانى انجام گرفتهاند روى هم رفته قديمتر نيستند . ظاهرا حنين قصد نداشته است كه در رسالهى مربوط به ترجمههاى جالينوس خود همهى كوششهاى پيشين را در اين زمينه ذكر كند . شايد چنين كارى بسيار مشكل يا حتى محال بوده است . در اين مقام اين نكته فوق العاده اهميت دارد كه معاصر وى يعقوبى كه شايد كمى از او جوانتر بوده است ، ترجمههاى 46 اثر جالينوس را مىشناسد ( نك : كلامروت ، « دربارهى گزيدههايى از مؤلفان يونانى در آثار يعقوبى » « 1 » ، در :
ZDMG
، 40 / 634 - 614 ) ، كه تقريبا همهى اين آثار ظاهرا از ترجمههاى حنين و معاصرانش مستقل بودهاند ( نك : ج 5 ، فصل ترجمه ) .
ابن ابى اصيبعه ( 1 / 189 ، 204 ) گزارش مىدهد كه او چندتايى از 16 اثر معروف جالينوس را مىشناسد كه موسى ( بن خالد ) الترجمان آنها را از ترجمههاى سريانى سرجس به عربى برگردانده است . وى اين ترجمهها را خوانده و با ترجمههاى حنين مقايسه كرده است . تفاوتهاى موجود كه به سود حنين است بسيار زياد است . اين موسى به احتمال زياد در نيمهى دوم ق 2 ه / 8 م فعاليت داشته ( نك : بخش ترجمه ) و ترجمهى وصيتنامهى بقراط از او بهجا مانده است .
چند ترجمهاى از آثار جالينوس به كوشش يحيى بن بطريق ، كه بيشتر به ترجمهى آثار بقراط رغبت داشت ، بهجا ماندهاند . حنين گهگاه از ترجمهى كتاب دربارهى ترياك به پيسون « 2 » او ( نك :
ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 83 ) كه به دست ما رسيده سخن مىگويد ( نك : پس از اين ، ص 176 ) .
حنين از اسلاف خود از ابراهيم بن صلت ، ابن شهداى كرخى ، و ابراهيم بن باسل ياد مىكند . حنين نفر نخستين از اين سه تن را كه ابن نديم ( ص 244 ، س 22 ) نيز از او نام مىبرد ، به عنوان مترجم برجستهى آثار جالينوس ، از يونانى به سريانى و از سريانى به عربى معرفى مىكند ( نك : ترجمههاى آثار جالينوس ، ش 57 ، 70 ، 73 ) . يكى از ترجمههاى او كتاب صفة صبىّ يصرع ( نك : پس از اين ، ص 169 ) است . از ابن شهداى كرخى فقط چند ترجمهاى از يونانى به عربى ذكر مىشود . ابن نديم ( ص 244 ) نيز نام وى را در شمار مترجمان به زبان عربى ذكر مىكند . اين گفته چنين تأييد مىشود كه ترجمهى او از كتاب بقراط دربارهى جنين به دست ما رسيده است ( نك :
پيش از اين ، ص 69 ) .
در همان ميانهى ق 3 ه / 9 م قسمت اعظم آثار بازمانده به نام جالينوس ، اعم از اصيل و غير اصيل ، به عربى ترجمه شده بود و پزشكان عرب پزشكى جالينوس را فرا گرفته بودند . حتى با آنكه ما در وضعى نيستيم كه بتوانيم جريان اثرگذارى پزشكى جالينوس را در تاريخ پزشكى عربى به شكل مطلوب تعقيب كنيم ، با اين وجود كتاب بسيار ارزشمند حنين دربارهى ترجمههاى آثار جالينوس را در اختيار داريم ، كه بدون آن نكات مبهم بسيارى برايمان باقى مىماند .
در اين رساله كه در 244 ه / 858 م تأليف و طى 15 سال بعد ضمايمى به آن افزوده شد ، حنين
هامش
( 1 ) ." ber die Auszge aus griechischen Schriftstellern bei al - J qb " .( 2 ) .Theriak an Pison( كتاب في الترياق إلى فيسون ) .