تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
خشنودى خداى عز و جل و نظام دين و ارجمندى و قدرت پيروان دين او گردد و سبب عدالت و شايستگى در ميان ملت اسلام و هم عهدان « اهل ذمه » آنان شود . و من از خداى عز و جل مسئلت ميكنم كه به تو يارى كند و ترا توفيق بخشد و هدايت فرمايد و حفظ كند ، و السلام . و مورخان گفته‌اند كه چون اين نامه شيوع يافت مايهء شگفتى مردم گرديد و خبر آن بمأمون رسيد و چون بر مأمون خوانده شد گفت ابو الطيب ، يعنى طاهر ، هيچيك از امور دنيا و دين و تدبير و رأى و سياست و صلاح كشور و رعيت و حفظ سلطان و طاعت خلفا و تحكيم خلافت را فرونگذاشته مگر آنكه همهء آنها را به خوبى و استوارى بيان كرده و دربارهء هر يك اندرزهاى وافى داده است . سپس فرمان داد كه آن را در نسخه‌هاى بسيارى استنساخ كنند و بسوى همهء كارگزاران نواحى گوناگون بفرستند تا از آن پيروى كنند و دستورها و پندهاى آن را به كار بندند . و اين نيكوترين دستورى است كه دربارهء سياست اجتماع بشرى بر آن دست يافتم . [ و خدا بهر كه بخواهد الهام مىكند ] [ 1 ] .

فصل پنجاه و دوم دربارهء فاطمى و عقايدى كه مردم در اين خصوص دارند و كشف حقيقت آن

آنچه در ميان عموم مسلمانان بمرور زمان شهرت يافته اينست كه ناچار بايد در آخر الزمان مردى از خاندان پيامبر ، ص ، ظهور كند و دين را تأييد بخشد و عدل و داد را آشكار سازد و مسلمانان از او پيروى خواهند كرد و بر كشورهاى اسلامى استيلا خواهد يافت و او را مهدى مينامند . و خروج دجال و وقايع پس از آن از نشانه‌هاى رستاخيز ( ثابت در صحيح ) بر اثر آن است و آنگاه عيسى ( از آسمان ) فرود ميآيد و دجال را ميكشد يا اينكه با ظهور مهدى فرود ميآيد و او را
هامش
[ 1 - ) ] در چاپ ( پ ) چنين است و چاپهاى ديگر چنين پايان مييابد : « و خدا داناتر است » .