تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
همچنان برياضت خود ادامه دادند تا سرانجام در گذشتند . و ما بسيارى از ياران خويش را ديده‌ايم كه بشير بز كفايت ميكنند و در بعضى از مواقع روز يا هنگام افطار پستان آن را ميمكند و همين غذاى روزانهء آنان مىباشد و يكى از ايشان مدت پانزده سال بدين روش ادامه داده است . و مانند ايشان مردمان بسيارى هستند و اين گونه امور را بهيچرو نميتوان انكار كرد . و بايد دانست كه گرسنگى از لحاظ تندرستى بدن براى كسى كه توانايى تحمل آن را داشته باشد يا بتواند به مقدار غذاى اندك بسازد از هر جهت شايسته‌تر از پرخوريست و چنان كه ياد كرديم گرسنگى در عقل و بدن تأثير نيكى ميبخشد و بسلامت تن و صفاى روح كمك مىكند . و نيز بايد دانست كه غذاهاى گوناگون هر يك در اجسام و افكار آثار ويژه‌اى پديد ميآورند . چنان كه ديده‌ايم كسانى كه از گوشت حيوانات تنومند و بزرگ تغذيه ميكنند نسلهاى آنان همچنان تنومند ميشوند . صحت اين ادعا از مقايسهء باديه‌نشينان با شهريان ثابت مىشود . همچنين كسانى كه از شير و گوشت شتر تغذيه ميكنند اين نوع غذا در اخلاق آنان تأثير مىبخشد و بشكيبايى و تحمل و توانايى حمل بارهاى سنگين كه از صفات شترانست متصف ميشوند و رودهء آنان نيز مانند رودهء شتران از لحاظ تندرستى و خشونت پرورش مييابد و ضعف و ناتوانى بدان راه نمييابد و زيانهايى كه ديگران از غذاها مىبينند بدانها نميرسد چنان كه عصارهء يتوعات [ 1 ] را بعنوان مسهل مينوشند بىآنكه روى در هم كشند مانند حنظل ناپخته و درياس و فربيون [ 2 ] و از اين گياهها هيچ زيانى به روده‌هاى آنان نميرسد ، در صورتى كه اگر شهرنشينان كه روده‌هاى آنان نازك است و به خوردن غذاهاى لطيف بار آمده‌اند آنها را بنوشند در يك چشم بهم زدن جان ميسپارند چه گياهان مزبور داراى مواد سمى است . ديگر از تأثيرات غذا در بدن موضوعى است كه كشاورزان آن را ياد ميكنند و اهل تجربه به چشم آن را ديده‌اند بدينسان كه
هامش
[ 1 - ) ] گياهانى كه مايعى تلخ برنگ شير از آنها بيرون ميآيد و رجوع به حاشيهء صفحهء 169 شود . [ 2 ] - قريبون ( ك ) و ( ا ) فريبون ( ب ) ولى صحيح « فربيون » يا « فرفيون » است . رجوع به اقرب الموارد و مفردات ابن البيطار شود . لاتينى آنEuphorbiumeاست .