در آن به افراط گرايد و اما هر چه در آن تغذى و سازگارى يافت شود بر حسب عادت بمنزلهء غذاى مألوفى ميگردد چنان كه اگر انسان بجاى گندم باستعمال شير و سبزى بپردازد تا بدان عادت كند براى او غذاى مناسبى خواهد بود و از گندم و حبوب بىشك بىنياز خواهد شد [ 1 ] . همچنين كسى كه خود را بشكيبايى بر گرسنگى و بىنيازى از خوراك عادت دهد نيز بر همين شيوه است ، چنان كه از رياضت كشان نقل ميكنند و ما در اين موضوع اخبار شگفتى از آنان ميشنويم كه ممكن است آنكه به حال آنان واقف نباشد آنها را انكار كند در صورتى كه منشأ همهء اين شگفتيها عادت است ، چه نفس انسان بهر چه خوى گيرد از سرشت و طبيعت آن مىشود زيرا كه نفس بسيار متلون است ، چنان كه هر گاه در نتيجهء رياضت تدريجى اعتياد بگرسنگى حاصل آيد ، اين امر براى آن بمنزلهء عادتى طبيعى خواهد شد . و پندار پزشكان دربارهء اينكه گرسنگى كشنده است درست نيست مگر هنگامى كه نفس را يكباره بگرسنگى وا دارند و غذا را از آن به كلى ببرند . در اين هنگام رودهها پاره مىشود و دچار مرضى ميگردد كه بيم هلاك از آن به كلى ميرود . ولى هر گاه اين امر بتدريج صورت گيرد و با رياضت اندك اندك غذا نقصان پذيرد چنان كه متصوفه اين روش را اجرا ميكنند بىشك از خطر هلاك دور خواهد بود و اين روش تدريجى ضرورى است حتى اگر بخواهند از رياضت باز گردند ، چه اگر پس از مدتى يكباره به مقدار غذاى نخستين رجوع كنند بيم مرگ ميرود . بلكه بايد به همان روش تدريجى كه از نخست آغاز شده به وضع اول بازگشت . و ما كسى را ديدهايم كه چهل روز پيوسته و بلكه بيشتر بر گرسنگى صبر كرده است . همچنين مشايخ ما در مجلس سلطان ابو الحسن [ 2 ] حاضر بودهاند كه دو زن از مردم جزيرة الخضراء و رندة [ 3 ] را بحضور وى آوردند كه مدت چند سال [ 4 ] از غذا خوردن امتناع ورزيده بودند و داستان آنان در ميان مردم شيوع يافت و چون آنان را مورد آزمايش قرار دادند روزهء آنها مورد تصديق قرار گرفت و دو زن مزبور
هامش
[ 1 - ) ] پيداست كه اين دستورها با تحقيقات نوين علمى دربارهء اغذيه و انواع آنها از لحاظ احتياج بدن بمواد گوناگون و ويتامينها و جز آنها موافق نيست .
[ 2 - ) ] از سلسلهء مرينى . رجوع به تاريخ طبقات سلاطين اسلام و تاريخ بربر تأليف همين مؤلف شود .
[ 3 - ) ]Ronda[ 4 - ) ] دو سال ( ن . ل ) .