تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
اندام و تناسب اعضا و تندى احساس فرقى فاحش وجود دارد . چنان كه آهو برادر بز كوهى و زرافه برادر شتر و خر و گاو وحشى برادر خر و گاو اهلى هستند و فرق ميان آنها مشهود است و اين تفاوت تنها از آن روست كه فراوانى آذوقه و گياه جلگه‌ها در بدن دستهء اول تأثير مىبخشد و فضولات پست و اخلاط فاسد در دستهء دوم توليد مىكند چنان كه آثار آن در حيوانات مزبور نمودار است . ولى گرسنگى براى حيوانهاى دشتى اثراتى نيك ببار آورده و خلقت و شكل آنها را بيش از حد زيبا كرده است . و اين امر در آدميان نيز صدق مىكند . چه مىبينيم مردم اقليمهاى پرناز و نعمت كه داراى كشاورزى و دامپرورى و محصولهاى فراوان و خورشها و ميوه‌هاى گوناگون هستند اغلب بكند ذهنى متصف‌اند و داراى اجسام خشن هستند و اين حالت را در بربرها ميتوان ديد چه گروهى از آنان كه از حيث انواع خورشها و گندم مرفه‌اند با آنان كه در وضع نامساعدى بسر مىبرند و فقط به جو و ذرت اكتفا ميكنند مانند مصامده [ 1 ] و اهالى غمارة [ 2 ] وسوس [ 3 ] تفاوت بسيار دارند و اين دستهء اخير از لحاظ عقلى و بدنى تواناتر و نيكوحال‌تراند . همچنين ساكنان بلاد مغرب كه بطور كلى از انواع مواد غذايى و گندم برخورداراند با مردم اندلس كه سرزمين آنان به كلى فاقد كره و روغن است و قوت غالب آنان ذرت مىباشد تفاوت دارند چه آن ميزان هوش و خرد و چابكى و پذيرش تعليم كه در مردم اندلس مىبينيم در ديگران يافت نميشود . همچنين اهالى ده‌نشين مغرب بطور عموم با شهرنشينان متفاوت‌اند ، چه شهرنشينان هر چند مانند مردم ده در فراوانى عيش ميزيند و انواع مواد غذايى بدست ميآورند ولى چون اين گروه همان خوراكيها را در نتيجهء پختن و آميختن با مواد ديگر تلطيف ميكنند از سنگينى و غلظت آنها ميكاهند و در نتيجه غذاهاى آنان لطيف‌تر و زودهضم‌تر مىشود و كليهء خوراك آنها گوشت گوسفند و مرغ است و چون روغن مزهء خاصى از قبيل شيرينى و ترشى و مانند آنها ندارد چندان آن را به كار نميبرند و آن را خورش مستقلى نميشمرند و به همين
هامش
[ 1 - ) ] يا « مصمودة » نام قبيله‌ايست در مغرب . [ 2 - ) ]Ghomara[ 3 - ) ]LSous
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 162 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى