تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
سند و هند فلات پهناورى حايل مىشود و رود سند كه از نواحى كشور هند مىآيد در آن سرزمين جارى است و در جنوب بدرياى هند ميريزد . و در آغاز بلاد هند بر ساحل درياى هند و در شرق سند بلاد بلهرا [ 1 ] و در زير آن ( شمال ) ملتان واقع است كه مركز بت مورد احترام اهالى آنجاست . اين بخش بنواحى پايين ( شمال ) سند تا قسمتهاى جنوب سيستان امتداد مىيابد و در قسمت غربى بخش هشتم اين اقليم بقيهء بلاد بلهرا از نواحى هند واقع است و بر سمت خاورى آن بلاد قندهار و آنگاه منيبار [ 2 ] واقع است و در بالا ( جنوب ) در ساحل درياى هند و زير آن بخش در جهت پايين ( شمال ) كابل واقع است و پس از آن در ناحيهء خاورى كابل و منيبار بلاد قنوج است كه تا درياى محيط امتداد دارد و ميان كشمير داخلى و كشمير خارجى در آخر اين اقليم واقع است و در جانب باخترى بخش نهم اين اقليم بلاد هند اقصى است كه تا ناحيهء شرقى اين بخش بهم پيوسته است و در نتيجه قسمت بالاى ( جنوب ) آن ببخش دهم متصل مىشود و در قسمت پايين ( شمال ) اين ناحيه قطعه‌اى از بلاد چين واقع است كه شهر خيفون [ 3 ] در آن واقع است سپس بلاد چين در تمام بخش دهم امتداد مىيابد تا بدرياى محيط منتهى مىشود و خدا و فرستادهء او داناترند و كاميابى بقدرت اوست ، سبحانه ، و او بخشندهء نيكى و ارجمنديست [ 4 ] .

اقليم سوم :

و آن به اقليم دوم از جهت شمال پيوسته است و در بخش اول و قريب يك سوم قسمت بالاى ( جنوب ) آن كوه درن [ 5 ] ديده مىشود كه از جانب باخترى در كنارهء درياى محيط ، بخاور در نزديكى پايان آن بخش امتداد دارد . و در اين كوه قبايل گوناگونى از بربرها سكونت دارند كه بجز آفرينندهء آنان كسى شمارهء آنها را نميداند و ذكر آن خواهد آمد . و بر ساحل درياى محيط در قطعه‌اى كه اين كوه را از اقليم دوم جدا مىكند ، رباط ماسه [ 6 ] واقع است . و بلاد سوس و نول [ 7 ]
هامش
[ 1 - ) ]Belhera[ 2 - ) ] ميليبار . مليبار . مالابار ( ن . ل ) . [ 3 - ) ] در چاپهاى مصر « شيغون » و در نسخ خطى : « خنفون » و « خنفو » است ولى صحيح « خانفو » است . [ 4 - ) ] اين جمله در چاپ پاريس و « ينى » نيست . [ 5 - ) ] مقصود كوه اطلس (LAtlasL) است ( از فهرست نخبة الدهر ) . [ 6 - ) ] ماسه (LMasset) يا ماسه (LMassa) [ 7 - ) ] « نول » كوهستانى در افريقاى جنوبى است و « نول لمطه » نيز محلى در همان ناحيه است ( فهرست نخبة الدهر ) . و دسلان مينويسد : جغرافيدانان و مورخان شرقى تمام اين گونه كلمات را با حرف « ل » مينويسد ، ولى اروپاييان آنها را با نون بدينسان (Noun) ميخوانند .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 108 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى