تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
نواحى آباد و شهرهاى آنها نيز به همان نسبت فراوان نيست . ولى اقليم سوم و چهارم و آنچه پس از آنهاست بر خلاف اينست ، دشتهاى سوزان بىآب و گياه در آنها اندكست و ريگزارهاى آنها نيز يا اندك و يا ناياب مىباشد . شمارهء ملتها و مردم آنها از حد ميگذرد و نواحى آباد و شهرهاى آنها از اندازهء شماره بيرونست و عمران اقليمهاى مزبور در فواصل ميان اقليمهاى سوم تا ششم است ليكن قسمت جنوب سرتاسر نامسكون مىباشد و بسيارى از حكيمان يادآور شده‌اند كه علت آن گرماى شديد و كمى انحراف خورشيد در آن ناحيه از سمت رؤوس [ 1 ] است . و ما اين قسمت را با برهان توضيح ميدهيم تا آشكار شود كه سبب بسيارى آبادانى در ميان اقليمهاى سوم و چهارم از سوى شمال تا اقليم پنجم و هفتم چيست ، و بنابر اين ميگوييم : هر گاه دو قطب جنوبى و شمالى فلك بر افق فرض شوند آن وقت دايرهء عظيمه‌اى [ 2 ] پديد ميآيد كه كرهء فلك را به دو نيم تقسيم مىكند و اين بزرگترين دوايرى است كه از خاور بباختر ميگذرد و آن را دايرهء معدل النهار نامند . و در جاى خود در دانش هيئت بيان شده است كه فلك اعلى از خاور بباختر متحرك است و اين حركت روزانه باشد و بسبب آن ديگر افلاكى كه در درون آنست خواهى نخواهى و بقهر به حركت در ميآيند و اين حركت محسوس است . و همچنين ثابت شده است كه ستارگان [ 3 ] در افلاك خود داراى حركتى مخالف جهت اين حركت ميباشند كه از باختر بخاور است و زمان آن حركت نسبت باختلاف حركت ستارگان در سرعت و كندى مختلف است . و بموازات خط سير كليهء اين ستارگان در افلاكشان دائرهء عظيمه‌اى از فلك اعلى پديد ميآيد كه آن را به دو نيم تقسيم مىكند و آن دايرهء فلك البروج [ 4 ] است كه به دوازده برج منقسم است و چنان كه در جاى خود بيان شده است اين دايره در دو
هامش
[ 1 - ) ] آن نقطهء تقاطع كه افق را با دايرهء ارتفاع آفتاب يا ستاره افتد او را سمت خوانند اى برابر او . ( التفهيم ) . در اينجا مقصود از سمت الرءوس همان سمت الرأس است كه ميان فلك يعنى وسط السماء مىباشد ، رجوع به « غياث » و « كشاف اصطلاحات الفنون » شود . [ 2 - ) ] دائرهء عظيمه آن را گويند كه تنصيف كره نمايد كه اين دايره بر آن كره فرض كرده شود ( غياث ) . [ 3 - ) ] در اينجا منظور سيارات است . [ 4 - ) ] دايرهء عظيمه‌ايست كه هنگام گردش زمين در گرد خورشيد پديد ميآيد ، سطح آن از مركز زمين و مركز خورشيد ميگذرد و بر خط استوا باندازهء 23 درجهء و 28 دقيقه مايلست ( دايرة المعارف فريد وجدى ) . و رجوع به « غياث » و « التفهيم » شود .