و اما مبدأ رود جيحون در بلخ ، بخش هشتم اقليم سوم ، واقع است و از چشمههاى بسيارى كه در آنجا روانست سرچشمه ميگيرد و نهرهاى بزرگى بدان مىپيوندد و از جنوب به سمت شمال ميرود و از نواحى خراسان ميگذرد سپس از آن نواحى خارج مىشود و ببلاد خوارزم واقع در بخش هشتم اقليم پنجم ميرود و در درياچهء جرجانية ( گرگانج ) [ 1 ] كه در پايين شهرى به همين نام واقع است ميريزد و طول و عرض اين درياچه بمساحت يك ماه راه است . و نهرهاى فرغانه و چاچ ( سيحون ) كه از بلاد ترك ميآيند نيز بدان ميريزند .
و بلاد خراسان و خوارزم بر جانب باختر و شهرهاى بخارا و ترمذ و سمرقند بر جانب خاور جيحونست و از آنجا تا ماوراى جيحون بلاد ترك و فرغانه و خزلجى [ 2 ] و مساكن ديگر اقوام غير عرب است و همهء اين مطالب را بطليموس در كتاب خويش ياد كرده و هم شريف آنها را در كتاب روجر آورده است . و در جغرافيا نقشههايى ترسيم كردهاند كه همهء كوهها و درياها و رودخانهها و نواحى مسكون را نشان ميدهند و اين گونه مسائل را بطور وافى ياد كردهاند كه نيازى نيست ما به اطالهء سخن پردازيم بلكه درين كتاب بيشتر به مغرب كه جايگاه بربرهاست و هم بقسمتى از خاور كه مواطن عرب است توجه داريم و خداى كامياب كننده است .
گفتارى در تكميل مقدمهء دوم در اينكه ربع شمالى زمين آبادتر و پر جمعيتتر از ربع جنوبى آنست و بيان سبب آن
هر كس بمشاهده و خبرهاى متواتر در مىيابد كه عمران اقليم نخست و دوم از ديگر اقليمهاى پس از آنها كمتر است . اين دو اقليم را سرزمينهاى پهناور نامسكون و ريگزارها و دشتهاى بىآب و گياه و درياى هند كه در خاور آنها مىباشد فرا گرفته است . دو اقليم مزبور از لحاظ جمعيت و اقوام گوناگون حائز اهميت نميباشند و
هامش
[ 1 - ) ] رود جيحون در درياچهء آرال (Aral) ميريزد كه قدما آن را « بحر خوارزم » ميناميدند و درياچه يا درياى جرجان يا جرجانيه را بر درياى خزر اطلاق ميكردند ولى مؤلف در اينجا جرجانيه را بر آرال اطلاق كرده است .
[ 2 - ) ] « كذا » در نخبة الدهر مينويسد خرلخيه : نام جماعتى از تركان است و در مسالك الممالك اصطخرى خزلجيه است .