تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
كه در أغلب مآخذ مذكوره در فوق مرقوم است وصواب نيز همان است لا غير ، ودر نسخهء م از نسخ شدّ الإزار نيز چنانكه در موقع خود در ص 380 متعرّض شده‌ايم نام صاحب ترجمه على ما هو الصّواب « محمّد » مرقوم است نه على ، وسپس اين غلط از يكى أزين دو نسخهء ق ب شدّ الإزار يا يكى از نسخ منقوله از آنها بعموم تذكره‌هاى فارسي متأخّر از آن « 1 » مانند نفحات الانس جامى وسفينة الأولياء ورياض العارفين وخزينة الأصفياء ومجمع الفصحاء وفارسنامهء ناصري وآثار عجم وطرائق الحقائق سرايت كرده وهمهء آنها يكى بعد از ديگرى اين غلط را تكرارا كرده‌اند گرچه بعضي از آنها مانند رياض العارفين وفارسنامهء ناصري وآثار عجم قول صواب را كه نام أو « محمّد » بوده نيز با ترديد نقل كرده‌اند - وظاهرا ساير تذكره‌ها غير از نفحات همه بنقل از نفحات اين غلط را مرتكب شده‌اند نه بنقل از شدّ الإزار كه نسخ آن هميشه نادر بوده ودر محلّ دسترس همه‌كس نبوده است ، وما از خارج ميدانيم كه جامى شدّ الإزار را بدست داشته وشرح أحوال بعضي از مشايخ فارس را تقريبا بعين عبارت منتهى بعد از ترجمهء بفارسى از آن كتاب در نفحات نقل كرده است وأغلب بدون تسميهء مأخذ ولى گاه نيز نام مأخذ خود را برده است مثلا در شرح أحوال شيخ زين الدّين أبو بكر تايبادى حكايتى راجع باو از « كتابي كه شيخ عالم مفسر معين الدّين جنيد شيرازي در شرح مزارت شيراز تصنيف كرده » نقل نموده است « 2 » . 13 و 13 ب - قاموس تأليف محمّد بن يعقوب فيروزآبادى متوّفى در سنهء 816 يا 817 ، در مادّهء ب وك گويد : « وباكويه د ومحمّد بن عبد اللّه بن أحمد « 3 » بن باكويه الشيرازي » ، ودر تاج العروس كه شرح قاموس است تأليف سيّد محمّد مرتضى بن محمّد بن محمّد بن عبد الرزّاق حسينى بلگرامى زبيدى متوفى در سنهء 1205 در مادهء ب ك ى گويد : « وباكويه جدّ محمّد بن عبد اللّه بن أحمد « 3 » الشّيرازى الصّوفى روى عنه
هامش
( 1 ) - باستثناء هفت إقليم كه أصلا نام أو را ذكر نكرده واز أو فقط بلفظ « شيخ أبو عبد اللّه باكو » تعبير كرده است . ( 2 ) - يعنى حكايتى كه در ص 119 - 120 شدّ الإزار مسطور است . ( 3 ) - چنانكه از اينجا واز ما تقدّم معلوم ميشود در تدوين رافعى ودر مشتبه ذهبي وقاموس وتاج العروس نام جدّ ابن باكويه را « احمد » نوشته‌اند بجاى « عبيد اللّه » كه در أكثر مآخذ مسطور است ، -