تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
آن حمل كرده واز آن اين حكايات عجيب وغريب متنوّع را ساخته وباشخاص مختلف نسبت داده‌اند ، - . ( 20 ) - ص 167 س 2 - 4 ، اين سه بيت را بعينه بهمين نحو كه در شدّ الأزار هست ابن خلّكان ج 2 ص 53 در ضمن ترجمهء أحوال طرطوشى صاحب سراج الملوك أبو بكر محمّد بن الوليد القرشي الفهري الأندلسي الطرطوشى ذكر كرده باين عبارت « وكان [ الطرطوشى ] كثيرا ما ينشد انّ للّه عبادا فطنا الأبيات » ، وأزين تعبير معلوم نميشود كه اين ابيات از خود طرطوشى بوده يا از غير أو وأو بعنوان تمثل آنها را غالبا ميخوانده وبلكه سياق اين نوع تعبير اظهر در احتمال ثاني است تا در احتمال اوّل - ، . ( 21 ) - ص 185 س 7 ، فرأيت والدي في المنام ، نظر خواننده را باشتباهى كه بظن قريب بيقين مؤلّف را در اينجا دست داده وبجاى اينكه بگويد « فرأيت عمّى » گفته « فرأيت والدي » وما آنرا در حاشيهء 3 از همين ص 185 واضحا بيان كرده‌ايم جلب مينمائيم . ( 22 ) - ص 201 حاشيهء 1 ، رجوع شود براي تتمّهء حكايت تشيّع سلطان أولجايتو محمّد خدابنده پسر ارغون خان بن إباقا خان بن هولاكو بن تولى بن چنگيز خان بص 424 حاشيهء 3 ، - . ( 23 ) - ص 215 س 6 ، عميد الدين أبو نصر الابزرى ، در حواشي ذيل همين صفحهء 215 ما ترجمهء أحوال مختصرى از اين شخص كه وزير اتابك سعد بن زنگى وصاحب قصيدهء مشهور اشكنوانيّه است بنقل وتلخيص از وصّاف كه مشهورترين مآخذ شرح أحوال اوست ذكر كرديم واكنون اينجا بنقل خلاصهء چهار مأخذ ديگر كه تاكنون تا آنجا كه ما اطلاع داريم در هيچ‌جاى ديگر چاپ نشده است وحاوي بعضي اطلاعات مفيد تاريخي راجع بصاحب ترجمه است مىپردازيم : أول از آن مآخذ عبارت است از شرح قصيدهء اشكنوانيه بقلم قطب الدّين محمّد سيرافى فإلى « 1 » كه نوادهء خال ناظم است ودر سنهء 721 يا 712 وفات يافته ، در مقدّمهء اين كتاب شارح شرح جامعي از حبس وقتل صاحب ترجمه وكيفيّت بنظم آوردن
هامش
( 1 ) - رجوع شود براي ترجمهء أحوال أو بشيرازنامه ص 145 ، وشدّ الإزار ص 432 نمرهء 299 از تراجم كتاب . ومجمل فصيح خوافى در حوادث سنهء 712 ، -