4 - در كتاب تجارب السّلف تأليف هندوشاه بن سنجر صاحبي كيرانى كه در سال 724 تأليف شده در شرح أحوال حسين بن منصور حلّاج گويد ( ص 200 از طبع آقاى اقبال ) : « واين حال [ يعنى قتل حلّاج ] در سنهء تسع وثلاثمائة بود وگور أو ببغداد است بر جانب غربى نزديك مشهد معروف كرخى ومولانا السّعيد أفضل المتأخّرين شمس الحقّ والملّة والدّين محمّد بن [ احمد ] الكيشي قدّس اللّه روحه كه از سرآمدان روزگار واز استادان اين ضعيف [ بود ] رسالتي بپارسى ساخته است در شرح دعاى [ حلّاج ] :
اقتلونى يا ثقاتى * انّ في قتلى حياتي
فمماتى في حياتي * وحياتي في مماتي
5 - كمال الدّين عبد الرزّاق كاشى معروف متوفّى در سنهء هفتصد وسى وشش « 1 » در مكتوبى كه بشيخ ركن الدّين علاء الدّولهء سمنانى در خصوص دفاع از طريقهء قائلين بوحدت وجود نگاشته وجامى در نفحات الانس در ترجمهء أحوال كمال الدّين مذكور عين آن مكتوب را نقل كرده اشارهء اجمالي بأحوال شمس الدّين كيشى نموده از قرار ذيل ( نفحات چاپ كلكتّه ص 562 ) : « وبعد از آن بصحبت مولانا شمس الدّين كيشى رسيدم چون از مولانا نور الدّين شنيده بودم كه درين عصر مثل أو در طريق معرفت نيست واين رباعي سخن اوست :
هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آنكس است كان نقشآراست
درياى كهن چو بر زند موجى نو * موجش خوانند ودر حقيقت درياست
وهمين معنى [ يعنى وحدت وجود ] در توحيد بيان ميكرد وميگفت كه مرا بعد از چندين أربعين اين معنى كشف شد وآنوقت در شيراز هيچ كس نبود كه با أو اين معنى درميان توان نهاد وشيخ ضياء الدّين أبو الحسن را اين معنى نبود ومن از آن در حيرت
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمجمل فصيح خوافى در حوادث همين سال 736 ، -