تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
ترحيب أهل الرّحبة « 3 » ايّاه والجواب عن كتابهم ممّا شاع ذكرها مع الرّكبان في الآفاق وأثبت بيانها في الصّحائف والأوراق ، وخطبه ورسالاته وقصائده ومقطّعاته اربت على الآلاف وتوفّرت على نقلها دواعي فضلاء الأطراف منها :
هامش
- بقيه از صفحهء قبل كرده بوده‌اند زنجير از گردن آنها برداشته آنها را نيز در آن ميدان رها ميكرده‌اند وآن حيوانات بالطّبع بمقصّر حمله كرده ووى از ترس جان از مقابل آنها بهر طرف ميگريخته وچون هيچ مفرّى نداشته بالأخره درندگان أو را گرفته وأعضاء أو را از هم دريده گوشت أو را ميخورده‌اند وسلطان وحضّار از اين منظر فجيع تفريح ميكرده‌اند ، بارى چون قاضى مجد الدين را در آن ميدان افكنده‌اند شيرها وسگهاى درنده أو را بوئيده ودمهاى خود را حركت داده ولى بهيچوجه متعرّض أو نشده‌اند ، سلطان أزين معنى بغايت متعجب شده وپاى برهنه بجانب أو دويده وبر قدمهاى أو افتاده وپايهاى أو را بوسيده وهرچه جامه بر تن داشته كنده وبوى خلعت داده وأو را نزد زنهاى خود برده وايشان را فرموده تا همه أو را تعظيم وتكريم نمايند واز أو تبرّك جويند وسپس أو را باعطاياى وافره وانعامات متكاثره واعزاز واكرام تمام بصوب شيراز مراجعت داده وصد ياره ده از قراى ناحيهء جمكان فارس باو بخشيده است ، انتهى كلام ابن بطوطة ، - راقم سطور گويد با فحص بليغ در جميع كتب تواريخ متداوله مانند تاريخ وصّاف وتاريخ گزيده كه مؤلفين آن هردو كتاب معاصر سلطان مزبور بوده‌اند وذيل جامع التواريخ از حافظ ابرو ومجمل فصيح خوافى وتذكرهء دولتشاه وروضة الصفا وحبيب السير مطلقا وأصلا ذكرى واثرى أزين افسانهء مجعول واهى كذب صريح نيافتم ومن أصلا وابدا شك ندارم كه مريدهاى اين قاضى ثروت‌مند با نفوذ شيراز اين افسانه را از روى عين همين گونه افسانهء كه در حقّ قدماء عيسويان وقياصرهء روم در قرون اوّل مسيحيّت ما بين نصارى از قديم الأيّام تاكنون معروف است ونيز از روى حكايت زينب كذّابه وامام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام كه در روايات شيعه مشهور است ساخته‌اند ويك تقليد بىرنگ وبوئى كه از هزارها فرسنگ آثار وضع وجعل صريح وقيح بر وجنات آن لايح است از روى دو حكايت مذكور برداشته‌اند ، وهم اكنون در عصر ما كمتر كسى است كه سينماى مبتنى بر قصّهء « كوووادپس » را كه جميع جزئيات عين همين واقعهء افكندن عيسويان را در عهد نرون قيصر روم در پيش سباع ضاريه وبوئيدن آنها ايشانرا وتعرّض نرساندن بايشان الخ كه در كمال دقّت با حيل وتدابير معروفهء عكّاسى جزئيات آنرا در روى صحنه بمردم نشان ميدهند برأي العين نديده باشد ، - وحكايت زينب كذّابه وامام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام نيز در كشف الغمّهء علىّ بن عيسى اربلى واز روى آن در جلد دوازدهم بحار الأنوار مرحوم مجلسي كه هردو كتاب مزبور بطبع رسيده ودر دسترس عموم ناس است مذكور است ، ( 3 ) - رحبة بفتح راء وسكون حاء مهملتين وباء موحّده ودر آخر تاء مربوطه بمعنى زمين فراخ بسيار رويانندهء گياهست كه در وى مردم بسيار فرود آيد ( منتهى الأرب ) ، ومقصود اينجا همان ميدان وسيعى است كه از قرار افسانهء مذكور در فوق براي افكندن مقصّرين در آنجا در پيش حيوانات درنده مهيّا كرده بوده‌اند ،