تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مديدة وحاربهم محاربة شديدة ثمّ انّ اللّه تعالى قدّر له الشّهادة وختم له بالسّعادة
هامش
- [ بقيه از صفحه قبل ] مينامند بباء موحّده ونون ودال وراء مهملتين بهمان لفظ بندر معروف يعنى شهر واقع بر لب دريا ومحلّ توقّف كشتيها وحمل‌ونقل بضايع ومسافرين ، واين تلفظ امروزى اهالى نزديكترين صور اين كلمه است باملاى اصلى آن يعنى پهندر با پا فارسي كه با يك تدرّج طبيعي منظمى از يكطرف در فارسي پهندر - پندر - بندر شده است ، واز طرف ديگر در عربى از پهندر - فهندر وبهندر ومهندر بعمل آمده است ، - اين صورت أخير يعنى مهندر با ميم در اوّل املاى كتاب أحسن التّقاسيم في معرفة الأقاليم أبو عبد اللّه محمد بن أحمد مقدّسى بشارى است از مؤلّفين نيمهء دوم قرن چهارم هجرى كه خود نيز بشخصه مدّتى در شيراز بوده است ، مؤلّف مزبور در ضمن تعداد هشت دروازهء كه شيراز در آن عصر داشته از قبيل دروازهء سلم ودروازهء إصطخر ودروازهء كوار يكى نيز دروازهء مهندر را مىشمرد كه لا بد بواسطهء محاذاة آن دروازهء با اين قلعهء واقع در شرق شيراز باين اسم معروف شده بوده است ، ودخويه مستشرق مشهور هلاندى ناشر كتاب مزبور در حاشيهء اين موضع ص 430 گويد : « اين كلمه يعنى مهندر نام همان قلعه‌ايست كه امروزه فهندر ناميده ميشود و ( اوزلى ) در سفرنامهء خود ج 2 ص 29 ببعد وصف آنرا نموده است » - واين نكته را نيز ناگفته نگذريم كه بواسطة تشابه خطّى عجيبى كه ما بين فهندر ما نحن فيه وقهندز با قاف وزاء معجمه ( معرّب « كهن‌دز » كه در قرون وسطى بر مطلق هر قلعهء مستحكمى كه در وسط بعضي شهرهاى بزرگ إيران واقع بوده اطلاق ميشده مانند قهندز مرو وقهندز نيشابور وقهندزهاى بلخ وبخارا وسمرقند وغيره ) موجود است در بعضي از نسخ كلمهء اوّل بكلمهء ثاني تصحيف شده از جمله در شيرازنامه مطّردا در صفحات 26 - 28 ، پس بايد جدّا ملتفت اين نكته بود واين اشتباه را تكرار نكرد ، - مؤلّف فارسنامهء ناصري نام اين قلعه را غالبا در كتاب خود از جمله در ج 2 ص 333 پهن‌دز بپاء فارسي وزاء معجمه در آخر وتجزيهء آن در كتابت بدو كلمه نگاشته است ، وبدون شك چون در ذهن أو رسوخ كرده بوده كه جزء أخير اين كلمهء ( دز ) است بمعنى قلعه لهذا ابتناء بر اين عقيدهء خيالي برخلاف املاى عموم مآخذ معتبرهء ديگر وبرخلاف تلفظ خود اهالى محل كه همه اين كلمه را چنانكه گفتيم بندر براء مهمله بلفظ بندر بمعنى شهر ساحلى تلفظ ميكنند أو آنرا با زاء معجمه وانفصال در كتابت نگاشته واين املاى ساختگى را باين كلمه داده است ، - در فارسنامهء ابن البلخي نيز چون يكى از مآخذ عمدهء دو ناشر آن كتاب مرحومين لسترنج ونيكولسن در تصحيح متن آن بتصريح خودشان همين فارسنامهء ناصري بوده است لهذا آنها نيز كلمهء پهندر را در نام اين قلعه كه دو مرتبه در آن كتاب ذكر آن آمده ( ص 133 و 166 ) بدون شك استنادا بفارسنامهء ناصري آنرا به پهندز با زاء معجمه تصحيح كرده‌اند با وجود اينكه در نسخهء موزهء بريطانيّه كه اقدم نسختين أساس طبع ابن البلخي است ونسخهء ديگر يعنى نسخهء پاريس فقط سوادي از آنست اين كلمه صريحا بهندر با راء مهمله مكتوب است ( رجوع شود بص 166 حاشيهء 3 از ابن البلخي ) . بقيه در صفحهء بعد