النّاس يتبرّكون بأنفاسه ، ثمّ انّ الملكة تركان « 1 » بنت الأتابك سعد بنت له رباطا وسقاية يتوضّأ فيها وكان من السقاية إلى الرّباط ممرّ باطن تحت الأرض ، روى انّه
هامش
( 1 ) - چنين است در هرسه نسخه ، - مراد مؤلّف از « اتابك سعد » ظاهرا سعد بن زنگى است نه نوادهء أو سعد بن أبو بكر بن سعد بن زنگى چه اين أخير بتصريح عموم مورّخين دو دختر بيش نداشته يكى ابش خاتون معروف آخرين ملوك سلغريّهء فارس وديگر سلغم خاتون زوجهء اتابك محمّد شاه بن سلغور شاه بن سعد بن زنگى ، در صورتيكه سعد بن زنگى دختران متعدّد داشته كه نه عدد آنها ونه أسامي همگى آنها هيچكدام معلوم نيست : از جمله دخترى باسم ملكه خاتون كه زوجهء سلطان جلال الدّين منكبرنى آخرين خوارزمشاهيان بوده است ( نظام التّواريخ قاضى بيضاوى چاپ حيدرآباد ص 77 ، ووصّاف ص 154 ، وشيرازنامه ص 52 كه نام أو اينجا « ملك خاتون » چاپ شده ، وسيرهء جلال الدين منكبرنى تأليف منشى أو محمّد بن أحمد نسوى چاپ پاريس ص 96 ، وتاريخ جهانگشاى جوينى 2 : 150 - 151 ، در اين دو مأخذ أخير نام اين دختر ذكر نشده ) ، ودختر ديگرى نيز ازو پس از وفات دختر اوّل باز در حبالهء نكاح همان سلطان يعنى جلال الدّين منكبرنى درآمده بوده در حدود سنهء 625 ( نسوى ص 167 ، ولى باز نام اين دختر را ذكر نميكند ) ، وباز دختر ديگرى ازو در سنهء 641 مدّتها بعد از وفات پدرش در عقد مزاوجت سلطان ركن الدين خواجة جوق پسر براق حاجب وسوّمين پادشاه از سلسلهء قراختائيان كرمان درآمده بوده ( سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان نسخهء موزهء بريطانيّه ورق 77 ب ) ، واين ملكه تركان دختر اتابك سعد كه مؤلّف كتاب حاضر ذكر كرده ممكن است كه دختر ديگرى از آن سعد زنگى بوده بكلّى غير آن سه دختر مذكور ولى محتمل است نيز باحتمال بسيار قوى كه وى همان زوجهء دوّم سابق الذكر جلال الدين منكبرنى باشد كه بتصريح بيضاوى در نظام التواريخ ( چاپ حيدرآباد ص 82 ) پس از قتل شوهرش بدست أكراد در حوالي ميّافارقين در نيمهء شوّال سال 628 وى بشام افتاد وبرادرش اتابك أبو بكر بن سعد بن زنگى كس فرستاده أو را بشيراز بازآوردند ، ونسوى نيز در ص 243 - 244 اشارهء بهمين زن كه فوق العادة طرف توجّه شوهرش بوده ودر آخرين دقيقهء كه سلطان مزبور از مقابل لشكر مغول كه در نيمه شب در حوالي ( آمد ) باو شبيخون زده بودند فرار ميكرد سفارش أكيد أو را بامراء خود نموده بوده است كه أو را بجاى سالم برسانند ، واگرچه بيضاوى نام اين دختر را ملكه خاتون نگاشته ولى چون كلمه « تركان » بفتح تاء مثنّاة فوقانيّه كه اينقدر در أسامي وألقاب زنان پادشاهان ترك شايع است در اصطلاح أتراك خاقانيّهء ما وراء النّهر نيز بمعنى ملكه وعينا مرادف همين كلمه است ( ديوان لغات الترك محمود كاشغرى ج 1 ص 314 و 368 ، وج 2 ص 165 ) لهذا هيچ مستبعد نيست كه تركان نام يا لقب تركى اين دختر بوده وملكه خاتون نام اسلامى أو چه أغلب ملوك وشاهزادگان أتراك مسلمان دو نام داشتهاند يكى نام اسلامى ويكى نام مادرزادى تركى مثل چغرى بك داود ، وطغرل بك محمّد ، والب أرسلان محمّد ، وسلطان سنجر احمد وأرسلان خاتون خديجة دختر چغرى بك داود مذكور وزن خليفه قائم بأمر اللّه ، وغيرهم ،