كه بعدها از آنجا نيترات پتاسيم استخراج مىشده است . اين كار اغلب در ويرانههاى برجا مانده از شهرها صورت مىگيرد . پيرامون اين دو شهر نوشتههاى بسيارى موجود است .
در محل تزاروو در دههء پنجم ( قرن نوزدهم ميلادى ) حفاريهاى زيادى صورت گرفته كه نشان مىدهند اينجا شهر بزرگى بوده است ، ولى بقاياى ويرانههاى نزديك شهرك سليترن حاكى از چنان عظمتى نيست . بدين مناسبت اكنون اين نظريه حاكم است كه در محل تزاروو بقاياى سراى واقعى وجود دارد . حال آنكه در گذشته چنين مىپنداشتند .
كه اين ويرانهها متعلق به سراى جديد بوده و گويا سراى كهن در نزديكى شهرك سليترن قرار داشته است . از سراى جديد ياد شده است ، ولى پيرامون رابطهء سراى قديم و سراى جديد اختلاف نظر وجود دارد . نظرى مشاهده مىكنيم حاكى از آنكه سراى جديد واقع در نزديكى تزاروو در عهد ازبك بنا شده و در عهد فرزندش جانىبيگ به صورت شهرى مهم درآمده است . اين نظريه مورد تائيد مؤلفان شرقى نيست . مؤلفان شرقى بر اين عقيدهاند كه شهر بركاى ( برادر باتو ) يعنى شهر ازبك و جانىبيگ همان شهر سراى است .
نظريهء وجود دو سراى هرچند به صورتى ناپىگير در نوشتههاى پروفسور بالّود نيز آمده كه متعلق به سالهاى 1923 - 1924 است . به گمان من ، خرابههاى شهرك سليترن همان سرايى است كه باتو ساخته و هماكنون به صورت خرابه بر جا مانده است ، ولى اين سراى شهر بالنسبه كوچكى بوده است . سراى تختگاه زمان بركاى در محل تزاروو قرار داشته است . اين سراى در سالهاى 40 سدهء 19 ميلادى از طريق حفاريهاى ترشنكو مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفت . ضمنا در اين محل بقايايى از كاخها ، مساجد يافت شدهاند كه مؤيد وجود شهرى بزرگ و با فرهنگ است . اين نكته طى حفاريهاى ياد شده به اثبات رسيده است و نيازى به دلايل و شواهد جديد نيست ، ولى معهذا پروفسور بالّود بر همان عقيدهء خود راجع به سراى قديم و جديد « 1 » اصرار مىورزد و همانند گذشته در كتاب خود از آنها تحت عناوين پر طمطراق ، از جمله « سواحل ولگاى پمپه ( پمپئوس ) » ياد مىكند . اين عنوان چندان موفق نبوده است . مؤلف در توضيح خود چنين مىنويسد :
چون خرابههاى اين سراى حكايت از فرهنگى درخشان نظير فرهنگ دوران پمپه دارد ،
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ف . و . بالّود ، سراى قديم و جديد ، پايتخت اردوى زرين ، نتايج كارهاى باستانشناسى تابستان سال 1922 ، غازان ، 1923 .