بودند نه در قسمت جنوبى . شهر مهم آذربايجان ايران در آن زمان اردبيل بود . در ضمن گفته شده است كه بردعه و دربند وسيعتر از اردبيل بودند . از قرن سيزدهم ميلادى گزارشهاى چندان روشنى پيرامون جزئيات جغرافيايى اين منطقه در دست نيست ، ولى دربارهء ثروت گنجه و اهميت اين شهر به گونهاى ياد شده است كه به نظر مىرسد بايد گنجه مهمترين شهر سراسر اين منطقه بوده باشد ، حال آنكه آن زمان در آذربايجان ايران شهرى همانند گنجه وجود نداشته است . اثرى جغرافيايى به زبان فارسى وجود دارد كه براى سلطان محمد خوارزمشاه در سدهء 13 ميلادى نوشته شده است . اين اثر در ميان شمار اندكى از كتب خطى باقى مانده كه تا روزگار ما به چاپ آن مبادرت نشده است . در اين اثر كه جهاننامه « 1 » ناميده مىشود پيرامون آتشهاى نزديك باكو ياد شده است . گفته شده است كه در محدودهء شيروان و باكو محلهايى در سطح زمين وجود دارند كه همواره از آنها شعلهء آتش برمىخيزد . اين محلها در دو نقطه واقع شدهاند : يكى بزرگتر و ديگرى كوچكتر است . محل بزرگتر داراى هزار آرنج عربى ، بيش از 500 متر ، طول و عرض دارد ( هر آرنج عربى كمى بيش از نيم متر است ) ، در صورتى كه ديگرى داراى فقط صد آرنج طول و عرض است . در اين محلها همواره آتش برپا است ، به گونهاى كه روزها از آنها دود و شبها شعلهء آتش ديده مىشود . اين آتشها در فواصلى نزديك به هم واقع شدهاند و در بين آنها 200 آرنج ، كمى بيش از صدمتر فاصله است . سپس گفته مىشود كه در فاصلهء بين آنها علف مىرويد و احشام از آنها تغذيه مىكنند ، ديگر اينكه ارتفاع اين آتش در تابستان به قد انسان مىرسد ، ولى در زمستان ارتفاع آن تنها به اندازهء ارتفاع يك نيزه است و ضمنا آتش آن هيچگاه خاموش نمىشود . شنيدن تنها توصيف آن جالب است ، ولى معلوم نيست كه اين نويسنده همان چيزى را نوشته كه خود به چشم ديده ، يا اين كه از شنيدههاى خود ياد كرده است . آذربايجان به تصرف جلال الدين فرزند محمد خوارزمشاه درآمد . وى كه از چنگ چنگيز خان به هند گريخته بود ، پس از بازگشت مغولان ، بازآمد . از نقشههاى چنگيز خان چيزى نمىدانيم ، ولى به نظر مىرسد او تصميم داشت مرزهاى آمودريا را در آن منطقهاى كه از رودخانه به سمت
هامش
( 1 ) . « جهاننامه » محمد بكران به صورت دو نسخهء خطى در لنينگراد و پاريس محفوظ مانده است . چاپ عكسى نسخهء خطى لنينگراد با ارائهء تحريرهاى متفاوت آن نسبت به نسخهء خطى پاريس ، در سال 1960 توسط يو . ى . بورشفسكى به چاپ رسيده است . يو برگل