« انحطاط عصر وزيران و وزيران عصر انحطاط » به رشتهء تحرير كشيد . ولى اين اثر تاكنون تنها در تقريرات عربى عماد الدين اصفهانى به دست ما رسيده است كه با چندين تصحيح مختصر بندارى در نشريهء
« Recueil de textes relatifs ai'Histoire des Seldjaucides »
جلد دوم ، براى چاپ در هائوتسما
( Houtsma )
آماده شده است . باقى مجلدات اين اثر ربطى به تاريخ مناطق ساحلى خزر ندارند . آثارى در زمينهء تاريخ محلى نوشته شده است كه به نظر من تنها براى ساحل جنوبى درياى خزر است . از ميان چنين آثارى كه تاكنون به دست ما رسيده و ( به زبان انگليسى ) ترجمه شده است تنها « تاريخ طبرستان » ابن اسفنديار ( آغاز قرن سيزدهم ) است « 1 » .
در عصر مغولان ، ادبيات تاريخى به زبان فارسى پيشرفت قابل توجهى يافت ، در ضمن آثار جدى علمى نيز اين زمان به زبان فارسى نوشته مىشدند . كتاب
« Histoire des Mongols D'ossona »
( سال 1834 ) كه در زمينه تاريخ مغولان از روى منابع اسلامى نوشته شده » تاكنون محفوظ مانده است . مطالب كتاب تا اندازهاى يكجانبه است . در اين كتاب ، توجه مؤلف غالبا معطوف به آثارى است كه توسط مغولان از بين رفتهاند . در اين كتاب به شكوفايى فرهنگ ايرانى كه تحت تأثير روابط بسيار پرجنب و جوش عصر مغول در خشكى و دريا بوجود آمده بود توجهى مبذول نشده است . مقالهء واسيلى بارتولد تحت عنوان « كتيبه پارسى ديوار مسجد منوچه آنى » ( سرى آنى ، شماره 5 ) دربارهء حكومت مغولان و فرهنگ آنان در ايران است و نيز نقد او در نشريهء ( « جهان اسلام » در سال 1912 ) و مقدمهء بلوشه
( E . Blochet )
پيرامون چاپ كتاب رشيد الدين است . كار بزرگ رشيد الدين كه در زمينه تاريخ جهان ( آغاز قرن چهاردهم ) است ، آخرين سخن اين تاريخنگار ايرانى است . هدف مؤلف شرح روايات تاريخى مغولان و اقوام تابع مغولان و اقوامى بود كه با آنان در ارتباط بودند . وى كوشيد تا با همكارى دانشمندانى از ميان اقوام مذكور اين مهم را به انجام رساند . دو دانشمند چينى ، يك راهب بودايى اهل كشمير ، يك استاد روايات مغولى و ، احتمالا ، يك كشيش فرانسوى از زمرهء همكاران او بودند . اقدام به كارى چون گنجاندن تاريخ جهانى در يك كتاب با شركت دانشمندان كشورهاى مختلف از اقيانوس اطلس تا اقيانوس كبير كارى است كه
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ابن اسفنديار ، ترجمه براون ، متن فارسى آن توسط عباس اقبال در سال 1941 منتشر شده است . - يو . برگل .