برخوردار گرديد . تاريخ زندگى اين شيخ و اعقابش تاكنون چنانكه بايد روشن نشده است . او همان شيخ صفى الدين اردبيلى است . اعقاب او بنيادگذاران دودمان سلاطين شيعى ايران بودند . اين نكته در خور توجه است كه شيخ صفى الدين شيعى ناميده نشده است . او را سنى و پيرو مذهب شافعى دانستهاند . آيين اين فرقه اهل سنت اكنون در مصر رايج است . اخبار ديگرى نيز دربارهء او وجود دارد كه در مقالهء من پيرامون خليفه و سلطان مورد بررسى قرار گرفته است « 1 » . ولى جانشين او نه تنها مذهب شيعه را پذيرفت ، بلكه اسلاف خود را نيز شيعه ناميد . صفى الدين نيز سلف اين دودمان شيعى ناميده شده است ، حال آنكه معاصران وى او را پيرو مذهب شافعى ناميدهاند . اين دراويش اردبيلى بىگمان منشاء ايرانى نداشتند ، بلكه داراى منشاء تركى بودهاند « 2 » . اين زمان آذربايجان از نظر تركيب جمعيتى ترك بوده است . قبايل ترك همواره به شيوخ مىپيوستند . شيخ جنيد در شيروان به هلاكت رسيد . فرزند او شيخ حيدر دربند را محاصره كرد ، شيروانشاه فرخ يسار اوزون حسن تركمان را به يارى طلبيد . شيخ حيدر در نبرد با تركمانان كشته شد .
فرزندش اسماعيل انتقام قتل پدر را بازستاند . وى در سال 1501 ميلادى بر سپاه شيروانشاه كه در نبرد كشته شده بود غلبه كرد . اسماعيل دربند را محاصره و تصرف نمود . جريان محاصرهء دربند را مورّخان و نيز همچنين مورخ ايرانى خواندمير با تفصيل به شرح آوردهاند . در شرح ماجرا چنين آمده است كه اسماعيل در رأس سپاهى مركب از چهل هزار نفر شهر را به تصرف آورد ، ولى دژ دربند مدتى مقاومت نمود . با وجود محاصرهء طولانى سرانجام دژ مزبور نيز مسخّر گشت .
بدين روال دولتى شيعى از تركان در ايران پديد آمد . اين نكته را نبايد از نظر دور داشت ، زيرا اغلب به جنگ و پيكار تركان و ايرانيان رنگ و صبغهء ملى داده شده است .
حال آنكه جنگهاى مزبور جنبهء ملى نداشته و اصول ملى در آنها نقشى ايفا نكردهاند . در آغاز ، شهر عمدهء اين دولت تبريز بود ، ولى رفته رفته مركز آن به جنوب انتقال يافت .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : و . و . بارتولد ، خليفه و سلطان ، - « جهان اسلام » ، جلد اول ، سن پترزبورگ 1912 ، صص 369 - 370 .
( 2 ) . نظريهء ب . استاويسكى : در حال حاضر اطلاعاتى راجع به آنان وجود دارد كه نشان مىدهد شيوخ اردبيلى از تبار كردان بودهاند . ر . ك . ب :Z . V . Togan . Sur Lorigine des safavides , - « Melanges Louis Massignon » , t . III , Damas , 1957 , PP . 345 - 357 .