سخنرانى هفتم ( قسمتهاى 13 - 14 )
سخنرانى قبلى خود را بر روى گزارشهايى دربارهء پيوستن آب آمودريا به درياى خزر قطع كردم و كوشيدم امكان درست بودن اين نكته را ثابت كنم و نشان دهم كه پس از حملهء مغولان تا قرن شانزدهم آب آمودريا به درياى خزر مىريخته است . اين مسئله نه تنها خود ، بلكه به طور كلى از ديدگاه روششناسى نيز جلب نظر مىكند .
در اينجا ما به موردى برمىخوريم و آن تناقض در منابع و مآخذ است . در اين مورد تنها از طريق برخورد انتقادى مىتوان به نتيجه مشخص دست يافت . گذشته از آن مىتوانيم مآخذ مكتوب را با اشيايى كه تاكنون برجا ماندهاند و خبر از گذشته مىدهند مقايسه كنيم . در موارد مشابه ، اغلب اين پرسش پيش مىآيد كه در تاريخ كداميك از اهميت بيشترى برخوردار است : نتايج به دست آمده از مقابله و مقايسه مآخذ مكتوب جدا از يكديگر يا نتايج مبتنى بر شواهد حاصله از اشيايى كه اكنون مىتوانيم ناظر آنها باشيم ؟ اغلب تأكيد شده است كه غير از استنتاج مبتنى بر آثار تاريخى ، راه ديگرى نيز براى نتيجهگيرى وجود دارد و آن اتكاء بر دانش طبيعى ( طبيعتشناسى ) است كه برتر مىنمايد ، زيرا دانش طبيعى به سبب امكان استفاده از روشى متكامل ممتاز است . اين نكته به صورتى كاملا مشخص در دستور روششناسى تاريخى دو دانشمند فرانسوى ، لانگلوآ و سنيوبو آمده است ( ترجمه روسى اين كتاب موجود است ) « 1 » . در كتاب آمده
هامش
( 1 ) . - : لانگلوآ و سنيوبو ، مقدمهاى در تحقيق تاريخ ، ترجمهء آ . سربرياكووا از زبان فرانسه ، سنت