اذا علمت انه ميتة فلا تأكله و ان لم تعلم فاستر و بع و كل .
و اللّه ! انى لاعترض السوق ، فاشترى بها اللحم و الجبن ؛ و اللّه ! ما اظنّ كلّهم يسمّون ؛ هذه البربر و هذه السودان .
برداشت حضرات از دو فراز مورد نظر حديث چيست ؟
مىگويند :
1 - جملهء ( از جهت اينكه يك جا در پنير مردار قرار مىدهند ) ، ظهور در اين دارد كه علم داشتن به وجود حرام سبب نمىشود كه از آنچه احتمال حرام بودن در موردشان مىرود ، اجتناب شود .
2 - و جملهء ( و اللّه ما اظن كلّهم يسمّون ) ، ظهور در اين دارد كه گروهى در هنگام سر بريدن حيوانان نام خدا را نمىبرند و علم به حرمت كشتار وجود دارد ؛ لكن از تمام آنچه احتمال حرام بودنشان وجود دارد ، اجتناب كردن واجب نيست .
جناب شيخ نظر شما راجع به برداشت مزبور چيست ؟
به نظر من ممكن است ، مراد روايت اين باشد كه :
اگر در يك جا ، در پنير مردار قرار مىدهند ، موجب نمىشود كه اجتناب از پنير ديگر مكانها واجب باشد .
طبق اين تفسير يك طرف مشتبه از محلّ ابتلاء خارج مىشود و در چنين صورتى بحثى در عدم وجوب احتياط نيست ؛ نه اينكه اجتناب از ديگر پنيرهاى مكان اوّل واجب نباشد .
زيرا در اين صورت ، روايت ربطى به موضوع بحث و ادّعاى ما كه ( عدم وجوب احتياط در شبههء غير محصوره است ) نخواهد داشت .
و امّا :
مراد از جملهء ( ما اظنّ كلّهم يسمّون ) اين است كه : تحصيل ظنّ يا قطع به حليّت واجب نيست ، بلكه خريدن آن از بازار مسلمين كفايت مىكند ، بنا بر اينكه بازار مسلمانان امارهء شرعى براى حلال بودن پنير است ، حتى اگر از فردى كه مسلمان بودنش مجهول است ، خريدارى شود .
جناب شيخ مرادتان از عبارت ( الّا ان يقال . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : مگر گفته شود با وجود علم اجمالى به وجود حرام در بازار مسلمانان ، ديگر بازار معتبر نيست ، پس مجوزى براى ارتكاب آن وجود ندارد مگر اينكه شبهه ، غير محصوره باشد .
جناب شيخ دليل پنجم حضرات بر عدم وجوب احتياط در شبههء غير محصوره چيست ؟
تمسّك به اصل برائت است :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٨٧