تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
بر تو لازم نيست كه من باب مقدّمه علميّه از همهء اطراف شبهه اجتناب كنى بلكه به مقدار ضرورت استفاده كن و از خير ما بقى درگذر . پس اين ترخيص به اين معنا نيست كه من از خير حكم اوّليه اجتنب عن الخمر گذشتم خير ، عمل به اجتنب را هم مىخواهم منتهى نه بما هو هو . مراد از ( فيثبت من ذلك تكليف متوسط بين نفى التكليف . . . ) چيست ؟ اين است كه از تركيب و ازدواج اجتنب و ترخيص يك تكليف حد وسطى ميان نفى تكليف بطور كلى و ثبوت آنكه تعلّق به واقع على ما هو عليه دارد بوجود مىآيد . يعنى : از اضطرار ، نه احتياط كلّى و تحصيل موافقت كليّه واجب مىشود و نه ترك احتياط بطور كلى و مخالفت قطعيه جايز است بلكه بين بين بوده و احتياط جزئى و در برخى از اطراف شبهه است . پس وجه و دليلى براى جواز ارتكاب همهء اطراف شبهه وجود ندارد . عبارة اخراى مطلب فوق چيست ؟ از يك طرف شارع فرموده : اجتنب عن الخمر ، از طرف ديگر فرموده مجازى كه به اندازهء رفع اضطرار از مشتبهين استفاده كنى . حال حاصل و نتيجهء اين دو اين است كه به اندازهء رفع ضرورت استفاده كن و از مازادش اجتناب نما . پس مراد از ( و هذا نظير جمع الطرق الشرعية المجعولة للتكاليف الواقعيّة . . . ) چيست ؟ اين است كه اين تكليف متوسط اختصاص به ما نحن فيه ندارد ، بلكه در مورد كليهء امارات و طرق مجعوله از قبل شارع و به عبارت ديگر مقررات شرعى حكم اين‌چنين است بدين معنا كه : 1 - از طرفى شارع ، واقع را از ما مىخواهد و ما بايد مصالح واقعيّه را بدست آورده و از مفاسد واقعيّه پرهيز كنيم . 2 - از طرفى نيز متابعت از امارات ظنيّه معتبره نظير خبر واحد ثقه را بر ما واجب نموده . آيا واقع بما هو واقع در حقّ ما منجّز است و يا مؤدّاى اماره بما هو هو وظيفهء ماست ؟ خير ، در چنين شرايطى : 1 - واقع بما هو هو در حق ما منجّز نيست تا هركجا علم تفصيلى نبوده احتياط واجب باشد . 2 - مؤدّاى اماره نيز بما هو هو وظيفهء ما نيست تا مستلزم تصويب باطل شود . پس منظور شارع از اينكه واقع را از ما مىخواهد چيست ؟ اين است كه واقع را از ما مىخواهد لكن از طريق اماراتى كه آنها را براى ما حجت قرار داده ، بدين معنا