تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
شخص نيز اصابت كند ، بايد تطهير كند . آيا اين حكم به تنجّس ملاقى مشتبه و وجوب اجتناب از آن نيست خواهيد گفت چرا . حال در ما نحن فيه هم شارع فرموده : از مشتبهين اجتناب كن و اين وجوب اجتناب از آثار خمر واقعى است كه به مشتبهين سرايت داده شده است و لذا : همان‌طور كه در بلل مشتبه فتوا داديد كه ملاقى مشتبه واجب الاجتناب است در ما نحن فيه هم بگويد ملاقى احد المشتبهين واجب الاجتناب است . به عبارت ديگر : حكم بول ، وجوب وضو است همين وجوب وضو را به رطوبت مشتبه داده است . چرا شما در آنجا ملاقى اين رطوبت را متنجّس دانستيد ؟ در اينجا هم كه شارع حكم خمر را به مشتبهين داده و فرموده از هر دو اجتناب كن حكم مشتبهين را نيز به ملاقى آن داده تا بشود متنجّس . پس مراد از ( و به يندفع تعجب صاحب الحدائق . . . ) چيست ؟ پاسخ شيخ است به اشكال صاحب حدائق مبنى بر اينكه : در مسئله بلل مشتبه ، قرينهء خارجيه‌اى وجود دارد كه از آن قرينه ، تنجّس ملاقى مشتبه را مىفهميم . اين قرينه ، تقديم ظاهر حال بر اصل است . بيان شيخ را توضيح دهيد ؟ از آنجا كه فرد پس از بول ، بدون استبراء تطهير كرده و وضو گرفته ، اكنون كه بلل را مىبيند ، شك مىكند كه آيا بول است و يا آب پاك ؟ در اينجا اگر به اصل رجوع كند ، اصل مىگويد : ان‌شاءالله كه پاك است و نيازى به تجديد وضو ندارد . لكن ظاهر حال اين شخص نشان مىدهد كه اين رطوبتش بقاياى بول است كه در مجراى آن باقى مانده و اكنون ذره‌ذره خارج مىشود . و لذا : شارع مقدّس در اينجا ظاهر حال را بر اصل مقدّم داشته و رطوبت مزبور را بول دانسته و در نتيجه حكم به وضو كرده است . حال از آنجا كه بول نجس است ملاقى اين رطوبت هم كه بول است نجس است و حال آنكه در ما نحن فيه هيچ قرينه‌اى بر هيچ‌يك از اطراف شبهه وجود ندارد ما هستيم و صرف ملاقات با