تشريح المسائل
حاصل مطلب در ( و الاقوى : هو الثانى . . . ) چيست ؟
اين است كه جناب شيخ نيز قول دوم را برگزيده و مىفرمايد :
اينكه گفته مىشود ملاقى نجس ، نجس است از باب اثر وضعى است و نه از باب اثر تكليفى و لذا :
- هرجا كه بر تنجّس ملاقى ، دليل باشد ما تابع دليل هستيم مثل ملاقى نجس واقعى .
- هرجا كه بر تنجّس ملاقى ، دليل وجود نداشت و ما در آن شك كرديم ، چنان كه در ملاقى احد المشتبهين چنين است ، به اصالة الطهاره كه يك اصل سببى است رجوع كرده و حكم به طهارت و حليّت ملاقى مىكنيم .
پس مراد از ( اولا : فلما ذكر ، و حاصله : منع ما فى الغنية . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ به دليل اوّل حضرات يعنى تبادر است و لذا مىفرمايد :
1 - گاهى آثار نجاست واقعى مثل ذرات خون و يا بول در ملاقى نيز به چشم مىخورد .
در اينجا خطاب اجتنب عن النجس خودبخود بر ما منجّز مىشود .
2 - گاهى هم صرف ملاقات است بدون اينكه اثرى از عين نجس در ملاقى ديده شود در اينجا چه ملازمه و يا تبادرى وجود دارد و چگونه مىتوان گفت :
اجتنب عن النجس يعنى اجتنب عنه و عن ملاقيه . و يا اجتنب عن الخمر يعنى اجتنب عنه و عن ملاقيه .
پس اجتنب عن الخمر ، اجتناب از خود عنوان واقعى يعنى خمر است و اين ربطى به ملاقى ندارد ، الّا اينكه دليل خاصّى بر تنجّس و وجوب اجتناب از ملاقى داشته باشيم .
پس مراد از ( نعم قد يدل بواسطة بعض الامارات الخارجيّة كما . . . ) چيست ؟
اين است كه : قائلين به قول اوّل مىگويند جناب شيخ :
ما در فقه مواردى را سراغ داريم كه شارع بر مشتبه بما هو مشتبه كه محلّ بحث ماست احكام نجس واقعى را بار كرده است .
فى المثل شخصى بول كرده لكن بدون استبراء ، محلّ را تطهير و سپس وضو گرفته پس از آن رطوبتى را مشاهده كرده كه نمىداند بول است و يا آب پاك ؟
شارع فرموده : اين شخص بايد وضو بگيرد .
بله ، مطلب شما صحيح است بفرمائيد انّما الكلام در چيست ؟
در اين است كه فقهاء بر اساس اين حكم فتوا دادهاند كه اگر اين رطوبت مشتبه به بدن و يا لباس