تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
1 - خطاب كه مطلق است بدين معنا كه شارع فرموده : اجتنب عن النجس . 2 - اگر اين زمين نجس و محلّ ابتلاء شما باشد كه خطاب مطلق اجتنب هم بر شما منجّز خواهد بود قطعا . اما يك قدر متيقّنى از اين اجتنب خارج و استثناء شده است و آن در جائى است كه ما بدانيم خطاب تنجيزى عرفا قبيح و ناپسند است . فى المثل : آنجائى كه يك قطره نجس افتاده و ما نمىدانيم در اين آب افتاده كه براى مصرف تهيّه كرده‌ايم و يا پشت آن پرنده‌اى افتاده كه پريد و رفت و اصلا محل ابتلاء ما نيست ؟ در اينجا : به فرض اينكه بدانيم آن پرنده نجس شده ، منجّز شدن خطاب اجتنب بر ما عرفا قبيح و خنده‌آور است . اما آنجا كه خطاب تنجيزى عرفا قبيح نيست و يا اينكه ما نمىدانيم كه خطاب تنجيزى قبيح است يا نه ؟ مثل ما نحن فيه ، جاى همان اطلاق اجتنب عن النجس است . حاصل مطلب شما در اينجا چه شد ؟ اين شد كه شارع فرموده : اجتنب عن النجس ، اين خطاب مطلق است و داراى سه مورد : 1 - موردى كه خطاب تنجيزى حسن است . 2 - موردى كه خطاب تنجيزى قبيح است . 3 - موردى كه نمىدانيم خطاب تنجيزى حسن است يا قبيح ؟ كه اينجا محلّ بحث ما بود . از سه مورد فوق : يك مورد خارج از تحت اجتنب عن النجس بود و آن فرضى بود كه ما قبح عقاب تنجيزى را مىدانستيم . دو مورد هم تحت خطاب اجتنب باقى ماند : يكى آنجا كه حسن خطاب تنجيزى را مىدانستيم ، مثل آنجائى كه هر دو محلّ ابتلاء ماست و فعلا خطاب تنجيزى نسبت به هر دو حسن دارد . يكى هم آنجا كه شك مىكرديم در اينكه آيا اين خطاب حسن تنجيزى دارد يا نه ؟ كه در اينجا به اصل اصالة الاطلاق تمسّك مىكرديم .