تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پاسخ شما به دليل حضرات چيست ؟ اين است كه اين ادلّه ارشاد به حكم عقل دارند و مؤسّس حكم جديد و مولوى نيستند . پس حقّ اين است كه احتياط طريقيت به سوى واقع دارد ، علاوه بر اينكه از نام خود احتياط نيز اين معنا استظهار مىشود . جناب شيخ چرا وقتى حكم به دفع ضرر اخروى مىرسد آن را ارشادى مىدانيد و مىگوئيد دفع ضرر اخروى واجب است ارشادا و نه مولويا و سپس نتيجه مىگيريد كه چون اين امر ارشادى است : اگر مكلّف مرتكب شد و در واقع ضررى وجود داشت ، معاقب است و چنانچه ضررى وجود نداشت عقاب ندارد ؟ خلاصه اينكه : چرا ضرر اخروى را ارشادى دانستى و ضرر دنيوى را مولوى ؟ زيرا : ضرر اخروى دو فرق با ضرر دنيوى دارد : 1 - دفع ضرر دنيوى كه واجب است شرعا واجب است و نه عقلا و حال آنكه مؤسّس وجوب دفع ضرر اخروى عقل است . 2 - ضرر دنيوى كه شرعا دفعش واجب است تنها در دو صورت است : يكى در صورت قطع و ديگر در صورت ظنّ . پس دفع ضرر دنيوى واجب است شرعا چه مقطوع و چه مظنون ، لكن اگر اين ضرر دنيوى مشكوك و محتمل باشد دفعش واجب نيست ، بلكه مستحب است . فى المثل : قصد سفر داريد اگر ضرر مقطوع و يا مظنون وجود دارد دفع آن واجب و نبايد به سفر برويد و لكن اگر احتمال ضرر داديد نبايد اعتناء بكنيد و مىتوانيد به سفر برويد . امّا : در وجوب دفع ضرر اخروى فرقى ميان مقطوع و مظنون و محتملش وجود ندارد . پس دفع ضرر اخروى واجب عقلا درهرصورت از صور مذكوره . به عبارت ديگر : - حاكم در آن ضرر اخروى عقل است در هر سه صورت . - حاكم در آن ضرر دنيوى شرع است در دو صورت دون الاحتمال . امّا جناب شيخ ما جائى را سراغ داريم كه احتمال عقاب داده شده و دفع عقاب محتمل ، مولويّا واجب شده است ؟ آن را مشخص كنيد . شخصى كافر است و لكن احتمال مىدهد كه صانعى داشته باشد و احتمال مىدهد كه شكر اين صانع واجب باشد و احتمال مىدهد كه عدم اين شكر براى او عقاب داشته باشد .