عنوان مشتبه .
فى المثل :
1 - شما اجمالا مىدانى يكى از مشتبهين خمر است ، عقل به شما مىگويد : اجتناب كن و نخور ، چرا ؟
به خاطر جلوگيرى از افتادن شما در دام حرام و هلاكت واقعى است .
2 - شما تفصيلا مىدانى كه نماز بر تو واجب است ، عقل به شما مىگويد : بلند شو نمازت را بخوان ، چرا ؟ به خاطر اينكه شما دچار عقاب ترك واجب نشوى .
پس عقل چه در دفع عقاب محتمل و چه در دفع عقاب مظنون . . . حكمش ارشادى است .
حال : شرع نيز وقتى حكم مىكند كه اتركوا ما لا بأس به حذرا عمّا به البأس و يا من ترك الشبهات نجى من المحرّمات و . . . به تبع عقل حكم مىكند ، تا اينكه بندگان دچار عقاب ترك واجبات و ارتكاب محرّمات نشوند .
لذا خيال نكنيد كه اگر عقل حكم به وجوب احتياط كند حكمش ارشادى و چنانچه شرع حكم به احتياط كند مولوى است ، خير اينگونه نيست كه هر امرى از طرف شارع صادر شد مولوى است بلكه وقتى امر روى معاليل تكاليف مىرويد ظهور در ارشاد دارد ، چرا ؟
زيرا :
1 - من ترك الشبهات ، نجى من المحرّمات ، نجات از حرام معلول اين تكليف است .
2 - من اخذ بالشبهات وقع فى المحرّمات و هكذا . . .
دليل اوّل قائلين به موضوعيّت و مولوى بودن وجوب احتياط چيست ؟
مىگويند :
اگر شماى مكلّف مرتكب طرف شبهه شوى به دليل علم اجماليت تجرّى كردهاى .
تجرّى عقلا قبيح است .
كلّما حكم به العقل ، حكم به الشّرع .
پس : تجرّى شرعا هم حرام است و آنچه كه شرعا حرام است مولوى بوده و موجب عقاب است چه مصادف با واقع درآيد و چه درنيايد .
پاسخ شما به اين دليل چيست ؟
تجرّى قبح فعلى ندارد ، بلكه قبح فاعلى دارد و حال آنكه عقاب دائر مدار قبح فعلى است .
دوّمين دليل حضرات بر مولويت وجوب اجتناب چيست ؟
ادلّه و اوامر احتياطاند كه دلالت دارند بر مولويت وجوب اجتناب و عقاب داشتن طرف شبهه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٢