ضررى نكند معصيت كرده چه در واقع چنين ضررى حادث شود و چه نشود .
و بر اساس اين مطلب فتوا داديد كه اگر قصد سفر داريد ولى احتمال ضرر دنيوى در آن وجود دارد ، نبايد به اين سفر برويد اعم از اينكه اين ضرر مقطوع باشد يا مظنون .
سپس گفتيد : اگر اعتنا نكرده به اين سفر برويد معصيت كردهايد و لو در سفر ضررى هم پيش نيايد ، مستحق عقاب مىشويد .
پس شما دفع ضرر دنيوى را مطلقا مولوى مىدانيد و نه ارشادى ، چرا كه چه ضررى در كار باشد چه نباشد ، مسافر را معصيت كار مىدانيد .
حال چطور است كه وقتى به حكم دفع ضرر اخروى مىرسيد آن را ارشادى به شمار مىآوريد و مىگوئيد : واجب ارشادى است و نه مولوى .
سپس چنين نتيجه مىگيريد كه چون اين امر ارشادى است :
اگر شما مرتكب شدى و در واقع ضررى در كار بود ، معاقبى و مؤاخذه مىشوى .
و اگر شما مرتكب شدى و در واقع ضررى در كار نبود ، معاقب نبوده مؤاخذه نمىشوى .
خلاصه اينكه :
جناب شيخ چرا شما دفع ضرر اخروى را ارشادى و دفع ضرر دنيوى را ارشادى دانستى ؟
مراد از ( فهو خارج عمّا نحن فيه لان الضرر الدنيوى . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ است به اشكال فوق مبنى بر اينكه :
قياس ضرر اخروى با ضرر دنيوى مع الفارق است چرا كه دو تفاوت اساسى ميان ضرر اخروى كه عقوبت است و مورد بحث ما با ضرر دنيوى وجود دارد :
1 - حاكم در باب ضرر دنيوى شارع است و لذا دفع ضرر مقطوع و مظنون تعبّدا واجب است ، درحالىكه حاكم در باب ضرر اخروى يعنى عقوبت ، عقل است و عقل حكم تعبّدى ندارد ، بلكه مناط حكمش نجات از حرام واقعى مكلّف است .
نكته : نسبت به ضرر محتمل دليلى از جانب شارع نرسيده است و الّا در اين نوع ضرر هم اگر حكمى از جانب شارع بما هو شارع برسد ، مولوى بوده و مخالفت آن عقاب دارد .
2 - حكم شارع به وجوب دفع نسبت به ضرر دنيوى نيز به موارد قطع يا ظنّ به ضرر اختصاص دارد و شامل موارد محتمل نمىشود .
امّا نسبت به ضرر اخروى كه عقل حاكم است ، حكمش شامل فروض قطع و ظنّ و احتمال هر سه مىشود و اختصاص به دو فرض قطع و ظنّ ندارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨٢