اينكه حكمى ارشادى است . ( و نتيجهء ارشادى بودنش اين است كه ) بر موافقت و مخالفتش چيزى مترتب نيست جز خود مأمور به و ترك آن ( يعنى جز خود خوردن و يا نخوردن ) ، چنان كه اين شأن طلب ارشادى است . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اين معنا اشاره فرموده است با اين سخنش كه :
اتركوا ما لا بأس به حذرا عمّا به البأس .
و با اين سخنش كه من ارتكب الشبهات وقع فى المحرمات و هلك من حيث لا يعلم .
تشريح المسائل
حاصل مطلب در تنبيه دوم از تنبيهات علم اجمالى و شبههء محصوره راجع به چيست ؟
راجع به اين است كه پس از اثبات وجوب احتياط و وجوب موافقت قطعيّه در شبهات تحريميّه و وجوبيّه آيا اين وجوب ارشادى است و يا مولوى ؟
ارشادى بودن يك حكم مثل وجوب احتياط به چه معناست ؟
نجات يافتن از حرام واقعى است به سبب اجتناب از هر دو طرف شبهه به عبارت ديگر اجتناب از مشتبهين عقلا مقدّمهاى است براى اجتناب از حرام واقعى و الّا اجتناب از مشتبه بما هو مشتبه ، چه مصادف با واقع درآيد چه مخالف ، موضوعيّت و مطلوبيتى ندارد .
نتيجهء ارشادى بودن وجوب احتياط چيست ؟
اين است كه مكلّف :
- اگر از هر دو طرف شبهه اجتناب كند يك امتثال حاصل شده كه اجتناب از حرام واقعى است .
- و اگر دو طرف شبهه را مرتكب شود يك معصيت صورت گرفته و به خاطر حرام واقعى عقابآور است .
- و اگر يك طرف شبهه را مرتكب شود به صرف احتمال بوده و بستگى به شانس او دارد يعنى :
- اگر مصادف با واقع در نيايد و حرام واقعى نباشد كه فبها المراد ، چون معصيتى صورت نگرفته عقابى هم براى او وجود ندارد .
- و اگر مصادف با واقع درآيد ، يعنى آن را كه مرتكب شده در واقع همان حرام بودن يك عقاب دارد .
منتهى اين عقاب به خاطر ارتكاب حرام واقعى است نه به خاطر ارتكاب مشتبه بما هو مشتبه .
به عبارت ديگر در حكم ارشادى : اگر يكى را مرتكب شد و خمر در آمد عقاب دارد و لكن اگر خلّ در آمده عقاب ندارد هرچند وظيفهء او اجتناب از اطراف شبهه بوده است . مگر اينكه كسى بگويد تجرى موجب عقاب است ، چونكه خبث باطن است و خبث باطن عقابآور است .