تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
مىفرمايد كه : حزن و غم از بس مرغوب و مطلوب اهل الله است ، اگر لمحه‌اى ايشان از همّ و غمّ فارغ باشند ، به فرياد و استغاثه مىآيند و بى تاب مىشوند و اگر حزن در دل كسانى كه چندان ربطى به مبدأ ندارند گذاشته شود ، از استنكار او به فرياد مىآيند . و اين فوز عظيم را از خود دور مىكنند و قدر او را نمىدانند . پس حزن مخصوص مؤمنين كامل و عرفاى فاضل است و حزن ، اوّلى است كه ثانى او بشارت است به بهشت . و چون تفكَّر اختصاص به عرفا ندارد ، فرمود كه : تفكر ثانىاى است كه اوّل او ايمان است ، و ثالث او افتقار و احتياج به بارى تعالى از براى طلب نجات آخرت . حاصل آن كه اگر كسى بعد از تحصيل ايمان كامل و اعتقاد به احوال مبدأ و معاد و به كلّ ما جاء به النّبى صلَّى الله عليه و آله ، و إذعان نمودن به اينها ، اگر از براى تقويت ايمان تفكَّر كند ، در مخلوقات و محسوسات ، تا علم اصول خمسه كه اصول دين است ، از براى او تقويت بيابد و كالمشاهد شود ، تفكَّر اين چنين بسيار ممدوح و مرغوب است . امّا بعد از آن كه عظمت و بزرگوارى حضرت بارى تعالى را و ضعف و ناتوانى خود را ، ملاحظه كرده باشد و نجات از عذاب آخرت و قرب به جناب احديّت را از حضرت او طلبيده باشد . حاصل آن كه تفكَّر به اين شرط و شروط ممدوح است وگر نه ، نه . و الحزين متفكَّر ، و المتفكَّر معتبر ، و لكلّ واحد منهما حال و علم و طريق و علم و مشرب . مىفرمايد : هر كه صاحب حزن است ، متفكَّر است و هر متفكَّر معتبر است و به نظر عبرت و بصيرت به مخلوقات نظر مىكند . و از براى هر كدام حالى و صفتى هست كه از براى ديگرى نيست ، و همچنين مشرب و طريق هر كدام ، غير ديگرى است . از جملهء احوالى كه اختصاص به صاحب حزن دارد و متفكَّر از او محروم است : يكى - وصول به مرتبهء يقين است .