كنيم او را به منزل روح و ريحان رسانيم .
روايت است كه حضرت داود عليه السّلام مناجات كرد : الهى چيست جزاى آن غم زدهء مسكين كه با دل حزين و باطن پر سوز و انين ، بر صدمات بلاى تو ، بر وفاى رضاى تو صبر كند ؟ حقّ جلّ و علا فرمود : جزاى آن بنده آن است كه دل سليم او را ، خلعت ايمان پوشانم و عطاى اين نعمت بى نهايت از او باز نستانم . پس كمال صابر آن است كه از هر حركتى كه آن مذموم است ، صبر كند .
ببايد دانست كه اسامى صبر به حسب حال ، مختلف مىگردد و در هر محلّ اسمى ديگر مناسب آن حال بر او اطلاق كرده مىشود . مثلا اگر صبر بر مصائب بود ، آن را صبر خوانند و از اسم حقيقى او در اين محلّ عدول نكنند . و اگر از شهوت بطن و فرج بود ، آن را عفت خوانند . و اگر در حال حرب و مقاتله بود ، آن را شجاعت خوانند مقابل آن جبن است . و اگر در حال فرو خوردن خشم بود ، آن را حلم خوانند ، و مقابل آن تهتّك است . و اگر در حال ظهور نائبهاى از نوائب روزگار باشد آن را سعت صدر خوانند ، و مقابل آن ضجر است . و اگر در اخفاى كلام بود ، آن را كتمان سرّ خوانند ، و مقابل آن أذاعت است . و اگر صبر از فضول مال بود ، آن را زهد خوانند ، و مقابل آن حرص است . و اگر صبر بر قدر يسير بود از حظوظ ، آن را قناعت خوانند ، و مقابل آن شره است . و بر اين قياس ، عارف چون به نظر بصيرت تأمّل كند ، اكثر أبواب ايمان را در اين صفت ( قناعت ) بيابد .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٦١