گفت : « و عليك السّلام يا نبىّ بنى اسرائيل » ، موسى گفت : چه دانستى كه من نبىّ بنى اسرائيلم ؟ گفت : آن كس كه تو را به من راهنمائى كرد ، احوال تو را نيز به من اعلام نمود ، پس بنشستند و سخن در پيوستند . مرغى بيامد و منقار در آب زد و قطرهاى آب برداشت و در پر خود ماليد و برفت . خضر به موسى گفت : دانى كه اين چه رمزى است ؟ گفت : نه . خضر گفت : جهانيان در علم بنى اسرائيل عاجزند ، و بنى اسرائيل در علم تو ، و تو در علم من ، و علم من و تو و جملهء عالميان نسبت به علم الهى ، مقدار اين يك قطره آب است كه اين مرغ از دريا برداشت و در پر خود ماليد .
در خبر است كه از حضرت امام موسى عليه السّلام پرسيدند كه : خضر عالمتر بود يا موسى ؟ فرمود كه : خضر عليه السّلام از موسى عليه السّلام پرسيد و موسى عليه السّلام جواب نداشت . اگر هر دو نزد من حاضر آمدندى و از من پرسيدندى ، جواب هر دو بگفتمى . و من آن چه از ايشان پرسيدمى ، ندانستندى .
فمن صبر كرها و لم يشك إلى الخلق و لم يجزع بهتك ستره فهو من العامّ ، و نصيبه ما قال الله تعالى : ) * پس هر كه صبر كرد از روى كراهت و لب به شكوه نگشود و بىتابى و جزع به خود راه نداد و پردهء ستر را ندريد ، هر چند اين صبر در مرتبهء اعلى نيست و به واسطهء كراهت باطن از مرتبهء اعلى افتاده است ، امّا باز ممدوح است و مستحقّ ثواب است . و ثواب او را حضرت بارى در قرآن ياد كرده و گفته : « وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ » ، اى بالجنّة و المغفرة .
يعنى : بشارت دهاى حبيب من جماعتى را كه اهل صبرند و در سختيها صبر مىكنند و جزع نمىنمايند به آمرزش گناهان و به داخل شدن بهشت .
و من استقبل البلاء بالرّحب ، و صبر على سكينة و وقار ، فهو من الخاصّ و نصيبه ما قال الله تعالى :
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 559
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٥٩