الحال .
مىفرمايد : معنى صبر ، هر چيزى است كه تلخ مزه باشد و مقارن اضطراب نباشد ، چه ، هر چه تلخ باشد و مقارن اضطراب باشد او را صبر نمىنامند و معنى جزع اضطراب دل است با اظهار حزن و تغيير حال و تغيير لون .
حاصل آن كه اگر در حال نزول مكروه ، رنگ كسى تغيير كند ، يا حال او ديگرگون شود ، يا به زبان اظهار شكوه كند ، او از جملهء صابران نيست و از سلك صابران بيرون است .
و كلّ نازلة خلت أوائلها من الإخبات و الإنابة و التّضرّع إلى الله ، فصاحبها جزوع غير صابر .
يعنى : هر گاه مصيبتى و حادثهاى بر كسى فرود آيد و آن كس در اوّل آن حادثه ، ملازم صبر و شكيبايى نشود و انابه و رجوع به حضرت بارى عزّ اسمه ، ننمايد هر آينه آن كس از اهل جزع است ، نه از اهل صبر .
و الصّبر ما اوّله مرّ و أخره حلو لقوم ، و لقوم اوّله و أخره حلو ، فمن دخله من أواخره فقد دخل ، و من دخله من اوائله فقد خرج .
مىفرمايد كه : مراتب صبر ، نظر به اشخاص ، مختلف مىشود ، نظر به بعضى كه صفت صبر ملكهء ايشان است و نتيجهء صبر را معاينه مىبينند . مثل نفوس كامله بلايا و حوادث كه به ايشان رو مىدهد ، از آخر صبر كه حلاوت و شيرينى است ، داخل در صبر مىشوند و تلخى صبر به ايشان نمىنمايد . و هر كه از اوّل صبر كه تلخى به حلاوت منتقل مىشود و جزع نمىكند و كسانى كه در اين مرتبه نيستند و مرتبهء ايشان در صبر پستتر و تهذيب اخلاق چندان نكردهاند ، از اوّل صبر داخل در صبر مىشوند و انتقال از تلخى به حلاوت ندارند و لحظه به لحظه ، اضطراب ايشان زياد مىشود . و بعضى كه در نهايت تقدّس ذات هستند و اين دار دنيا ، زندان ايشان است مطمح نظر ايشان بلا و محنت است و در آرزوى بلا و محنتند ، هم اوّل صبر از
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 557
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٥٧