تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
باز در صبح بيامدى و گفتى : بگوييد : « لا إله الَّا الله » ، تا رستگار شويد . مروى است كه : پير كهنسالى طفل خود در بر گرفته نزد نوح عليه السّلام آمد و وى را به آن طفل نمود و گفت : اى فرزند اين مرد ساحر است بايد كه چون من بميرم تو را نفريبد . آن كودك گفت : اى پدر شايد من بعد از تو نمانم ، حالا سنگى به من ده تا بر او زنم ، سنگ از پدر استد و به حضرت نوح عليه السّلام زد و سر مبارك آن حضرت را شكست و خون بر روى مباركش روان شد . نوح عليه السّلام به درگاه الهى بناليد و اين دعا كرد كه : * ( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ من الْكافِرِينَ دَيَّاراً ) * ( نوح - 26 ) ، و در تمام مدّت دعوت ، زيادة از هشت كس بر او نگرويدند و آن حضرت با وجود طول عمر كه داشتى ، در مدّت حيات خود بنايى نكرد و مىگفت : دنيا به منزلهء خانه‌اى دو در است ، يكى از براى دخول و ديگرى از براى خروج ، و چنين جاى ، قابل بنا و تعمير نيست و هر گاه صبح مىكرد ، اميد شام به خود نداشت و چون شام مىكرد ، اميد صبح نه . و مراتب زحمتهاى سيّد المرسلين عليه و آله صلوة ربّ العالمين و محنتهاى آن حضرت كه از امّت به او رسيده ، زيادة از آن است كه به حيطهء ضبط آيد و در مدّت حيات خود ، آجر بالاى آجر نگذاشت و روزى شخصى را ديد كه خانه‌اى از گچ و آجر مىساخت فرمود كه : « الامر أعجل من هذا » ، يعنى : بنيان و اساس عمر ، سستتر از آن است كه قابل اين چنين عمارت باشد و از شدّت گرسنگى ، سنگ به شكم مبارك مىبست و مىفرمود كه : بسا اكرام كنندهء نفس كه آن اكرام عين اهانت باشد ، و بسا اهانت كننده كه آن اهانت عين عزّت باشد . روايت است كه روزى آن حضرت از فرط زحمت و الم ، مهموم و مغموم بود . حضرت عزّت عزّ شأنه به جبرئيل عليه السّلام فرمود كه : حبيب من امروز بسيار مهموم و مغموم است . اين كليدهاى خزاين ارض ، زود به وى رسان و بعد از تبليغ تحيّت و سلام بگو كه : اگر دلگيرى تو از براى دنيا و پريشانى و زحمت دنيا است ، اين كليدها بستان و هر چقدر مىخواهى از مال دنيا بردار و از مرتبهء توهم در آخرت چيزى كم نمىكنم . حضرت جبرئيل عليه السّلام به موجب فرموده ، زود خود را به خدمت
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 550 | المنسوب للإمام الصادق ( ع ) / سيد محمد ناصر گيلانى / عبد الرزاق گيلاني