شده است در ميان دو خوف :
يكى - خوف گذشته كه مبادا عمر گذشته و تلف شده ، موافق رضاى الهى نباشد .
دوم - خوف آينده كه مبادا در حين صحّت يا مرض يا وقت احتضار ، به اغواى شيطان لعين ، انحرافى در اعتقاد او بهم رسد ، يا به فريب او ، ارتكاب نامشروعى رو دهد . و به موت نفس امّاره ، دل زنده مىشود و زندگى دل ، سبب است از براى استقامت اعمال و افعال ، چنان كه زندگى نفس امّاره ، سبب است از براى كجى و بدى افعال و اعمال ، و هر كه بندگى كند خدا را به ترازوى خوف و رجا ، كه هر دو نزد وى مساوى باشند ، به نحوى كه اگر سنجيده شوند هيچكدام بر ديگرى راجح نباشد ، هرگز گمراه نمىشود و به اميدى كه دارد كه رحمت الهى باشد ، مىرسد .
چرا كه اگر رجا غالب باشد بر خوف و خوف كم باشد ؟ رفته رفته رجا مىكشد به امن و امن از عذاب الهى ، عين خسران آخرت است . چنان كه فرموده : * ( فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ الله إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ ) * ( اعراف - 99 ) ، و اگر خوف غالب باشد بر رجا و رجا كم باشد ، اين مىكشد به يأس . و يأس از رحمت الهى ، عين كفر است . چنان كه فرموده : * ( إِنَّه لا يَيْأَسُ من رَوْحِ الله إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ ) * ( يوسف - 87 ) ، پس رسيد كه مىبايد خوف و رجا مساوى باشد ، تا لازم نيايد ، نه خسران آخرت و نه كفر .
و كيف لا يخاف العبد و هو غير عالم بما يختم صحيفته ، و لا له عمل يتوصّل به استحقاقا ، و لا قدرة له على شيء و لا مفرّ ، و كيف لا يرجو و هو يعرف نفسه بالعجز ، و هو غريق في بحر آلاء الله و نعمائه من حيث لا تحصى و لا تعدّ .
و چون خوف و ترس نباشد از براى بنده ؟ ! در حالتى كه نداند عاقبت خود را كه سعيد است يا شقىّ ؟ و صحيفهء عملش مشحون به سيّئات خواهد بود ، يا به حسنات ؟
و نظر به عمل خود كه مىكند نمىيابد عملى كه به آن خرسند توان بود و به سبب
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 534
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٣٤