خداى تعالى . و از افعال و اعمال ناشايست ، اجتناب كند . و هر كه خواهد كه غنىترين مردمان باشد ، پس بايد وثوق و اعتماد او به خدا باشد و وثوق و اعتماد او به خدا و آن چه نزد خدا است ، بيشتر باشد از آن چه در دست خود است .
جعل التّوكَّل مفتاح الايمان ، و الايمان قفل التّوكَّل .
يعنى : گردانيده است خداى تعالى توكَّل را كليد ايمان ، و ايمان را قفل توكَّل يعنى : به وسيلهء توكَّل ، داخل ايمان مىتوان شد و قفل ايمان را مىتوان گشود .
و حقيقة التّوكَّل الايثار ، و اصل الايثار تقديم الشّيء بحقّه .
مىفرمايد كه : حقيقت توكَّل ، ايثار غير است . يعنى : غير خود را بر خود اختيار كردن و با وجود عسر و پريشانى و احتياج به نفقة ، نفقة را صرف غير نمودن ، و اصل « ايثار » تقديم غير است بر خود ، امّا به شرط آن كه آن غير ، مصرف حقّ و صحيح باشد ، نه باطل و غير موقع .
و لا ينفكّ المتوكَّل في توكَّله من ايثار احد الايثارين ، فان اثر معلول التّوكَّل و هو الكون حجب به ، و ان اثر معلَّل علَّة التّوكَّل و هو الباري سبحانه بقي معه .
مىفرمايد كه : منفكّ نمىشود متوكَّل از اختيار كردن يكى از دو چيز :
يكى آن كه غرض متوكَّل از توكَّل ، بى نيازى باشد از خلق . يعنى : نخواهد كه در دنيا در زير بار كسى باشد و نظرش به مال كسى و إحسان كسى باشد و از اين جهت اختيار توكَّل مىكند و به دادهء خدا و إحسان او عزّ شأنه ، اكتفا نموده چشم از خلق و إحسان خلق مىپوشد . اين قسم از توكَّل ، هر چند مرغوب و ممدوح است ، امّا توكَّل كامل نيست ، چرا كه خالص نيست و مغشوش است و صاحب اين قسم از توكَّل ، هنوز در مرتبهء حجاب است و از رسيدن مرتبهء قرب و وصول به درجهء علياى توكَّل ، محروم است .
قسم دوم توكَّل ، كه توكَّل كامل و خالص است ، آن است كه اختيار كند علَّت
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٦٤