ديگر اعتقاد كردن كه صادق است و دروغ و كذب به او روا نيست و هر چه وعده نموده از مراتب ثواب و درجات بهشت ، البتّه واقع مىشود و احتمال تخلَّف ندارد ، و در وعيد ، كه متعلَّق به عقاب و انذار است ، خلاف است و حقّ آن است كه خلف وعيد جايز است .
ديگر اعتقاد كردن كه قرآن كلام الهى است و آفريدهء او است و حادث است نه قديم ، چنان كه اشاعره قائلند .
ديگر اعتقاد كردن به احاطهء علم او به همه چيز ، هم پيش از وجود و هم بعد از وجود .
نيز اعتقاد كردن به وجود او پيش از وجود موجودات از مجرّدات و مادّيات و بسايط و مركَّبات و مكان و مكانيّات و زمان و زمانيّات ، چنان كه فرمود : « كان الله و لم يكن معه شيء » .
و اعتقاد كردن كه وجود موجودات و عدم ايشان ، نزد او مساوى است از براى او ، نه از وجود موجودات و ايجاد ايشان نفعى و نه از عدم ايشان و از اعدام ايشان ، نقصى و ضررى . بس عزيز است سلطنت و بزرگوارى او ، و بس جليل و عظيم است . تنزّه و تقدّس او ، جلّ شأنه . آن چه دانستى و شنيدى إذعان و اعتقاد كن و از هر كه خلاف اين بشنوى ، گوش مكن و اعتقاد مكن و به دل و جان آن چه گفتيم پيروى كن ، كه زود به نفع او خواهى رسيد و به وسيلهء اين اعتقادات ، با زهّاد و عبّاد محشور خواهى شد .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 422
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٢٢